| کد مطلب:000061 | تعداد بازدید | نسخه قابل چاپ
Share

چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با حسن معارفی پور




تصویر بند انگشتی برای hasanmaarefi.jpg با توجه به اینکه به ۱۶ آذر امسال نزدیک می شویم و بنا به شرایط کنونی جامعه و اعتراضاتی که به شکلی سراسری جامعه را درنوردیده است لازم دیدیم تا با فعالین چپ که در چند سال گذشته تجارب مهمی را از سر گذرانده اند گفتگویی داشته باشیم .
هدف از این گفتگو شناخت دقیق تر از این جنبش بواسطه ی فعالینی از آن است که تاکنون فرصت ارائه نظراتشان را در رابطه با نوع نگاهشان نسبت به گذشته و همچنین آینده این جنبش پیدا نکرده اند .
پیش از این ما با تنی چند از فعالین این جنبش گفتگویی داشتیم و نظراتشان را هر چند مختصر در این رابطه بیان کردند ، اما در ادامه خواستیم تا علاوه بر اینکه حیطه ی بحث را منحصرا از روی دانشجویان بر میداریم ، بتوانیم بیشتر به آینده و اینکه چه می توان و باید کرد بپردازیم و البته باز هم از کسانی که پیش از این در این گفتگو ها شرکت کرده اند ، دعوت خواهیم کرد.
براین اساس خواهشمندم در ابتدا چگونگی شکل گیری و رشد جنبش چپ و زمینه های تقویت آن را در دانشگاه، از نظر خودتان توضیح دهید .
-قبل از هر چیز از شما تشکر می کنم که این مصاحبه را ترتیب دادید و به من اجازه دادید تا نظراتم را برای خوانندگان سایت شما مطرح نمایم.
در مورد شکل گیری جنبش چپ دانشجویی در ایران باید بگویم و با توجه به آنکه شما در یکی دو ماه اخیر مصاحبه های زیادی را با فعالین سرشناس این جنبش ترتیب دادید و هر کدام از موضع خود به بررسی این پروسه یعنی پروسه ی شکل گیری این جنبش پرداخته اند،اما از نظر من بسیاری از این رفقای عزیز که شما با آنها مصاحبه کردید به این پروسه تک بعدی نگاه کرده و شکل گیری این جنبش را به شکست اصلاحات جمهوری اسلامی یا رشد مبارزات طبقاتی در ایران و غیره ربط داده اند.
از نظر من هر کدام از این دلایل و دلایل دیگری از این قبیل اگر چه درست یا حاوی بخش زیادی از واقعیت باشد اما کل واقعیت را بیان نمی کند.ما نمی توانیم به شیوه ای تک بعدی و یک جانبه به این پروسه نگاه کنیم و تنها یک یا چند مولفه را در شکل گیری چپ دانشجویی دخیل بدانیم.شکل گیری این جنبش در شرایطی بود که مجموعه ای از عوامل و موئلفه ها دست به دست هم داده و ضرورت به میدان آمدن یک جریان رادیکال و دخالتگر که بتواند مطالبات واقعی مردم و طبقه ی کارگر در جامعه را بازتاب دهد و نماینده ی مطالبات توده ی کارگر و زحمتکش جامعه در دانشگاه باشد. از نظر من اساسی ترین عامل در شکل گیری چپ دانشجویی رشد مطالبات رادیکال کارگری در جامعه بود که در شعارهای دانشجویان بازتاب می یافت. در شرایطی این جنبش آغاز به فعالیت کرد که اکثریت مردم جامعه ی ایران از اصلاح پذیر بودن رژیم ناکام شده بودند و بعد از شکست مفتضحانه ی اصلاح طلبان دنبال آلترناتیو رادیکالتری می گشتند.
در این شرایط و بر این بستر و در نتیجه ی تنفر مردم از رژیم و اصلاح طلبان و روند رو به رشد مبارزات رادیکال اجتماعی نوعی چپ دخالتگر اعلام موجودیت نمود که خود را در تقابل با دیدگاه های رایج در چپ سنتی ایران و همچنین در تقابل با گرایشات رفرمیستی و انتقادی در ایران می دانست.چپ رادیکال فعالیت خود را اگر چه از دانشگاه شروع نمود اما افق و مطالبات خود را در جامعه و در کشمکش های واقعی درون جامعه طلب می نمود.در همین راستا و به دنبال رشد گرایش چپ در دانشگاه ها و روند روبه رشد مبارزات کارگری،زنان و دیگر مبارزات رادیکال اجتماعی بود که عده ای از کهنه کارهای دفتر تحکیمی که از اصلاحات سرخورده شده بودند به پروسه ی شکل گیری دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در سال ۱۳۸۵ پیوستند.
در این شرایط که مبارزات کارگری در جامعه بیش از هر زمانی رشد و نمو پیدا می کرد گرایش چپ در دانشگاه نیز بیش از پیش رادیکالتر و توده ای تر می شد و دفتر تحکیم و تشکل های وابسته به حاکمیت روز به روز تضعیف می شد و جای خود را به تشکل های مستقل و رادیکالتری همچون دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب می داد.
با توجه به اینکه محیط دانشگاه نسبت به سایر محیط های کارگری ،زنان و اجتماعی بستری مناسبتر برای فعالیت بود مطالبات دانشجویی در این دوره رادیکالترین مطالباتی بود که جامعه ی ایران در طول حیات رژیم جمهوری اسلامی به خود دیده بود.همچنین برقراری ارتباط بین فعالین دانشجویی با فعالین رادیکال دیگر عرصه ها باعث تاثیر پذیری و تاثیر گذاری این جنبش ها بر همدیگر و بالا رفتن انسجام چپ در ایران می شد آنچه رژیم جمهوری اسلامی از آن در هراس بود.
به عللی که از نظر شما موجب سرکوب ۱۳ آذر ۸۶ شد ، بپردازید. شما به عنوان یک ناظر یا درگیر در این اتفاقات نگاه تان نسبت به آن چیست؟
-در مورد ضربه ای که به جنبش چپ دانشجویی وارد شد، باید بگویم علیرغم بحث ها و جار و جنجالی که چه در بین احزاب بی تاثیر اپوزیسون و چه در میان برخی از رفقا در گرفت و هر کدام از زاویه ی منافع حزبی فردی خود به این ضربه برخورد کردند، باید بگویم که این ضربه بزرگ را نمی توان به دخالت این یا ان حزب یا فرقه ی سیاسی و یا ماجراجویی این یا آن فعال تقلیل داد. تقلیل دادن این ضربه به این موارد جزیی از نظر من کج فهمی و عدم درک از شرایط واقعی جامعه است.
در مورد ماجراجویی،دخالت بی مورد احزاب و جریانات بی تاثیر اپوزیسون و غیره باید بگویم که دخالت این جریانات تنها در تشدید ضربه و کمک بییشتر به پلیس در دستگیری و شناسایی فعالین (چه به صورت عامدانه و از روی منافع سازمانی و چه به صورت ابلهانه و از روی عدم درک از شرایط واقعی اجتماع و عدم تجربه در برخورد به پلیس یا هر دلیل دیگری از این قبیل) کمک کرد ،اما آنچه از نظر من در اینجا دلیل اصلی ضربه بود از دید بسیاری از این احزاب و در گفته های آنان غائب بوده و هست،این است که رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی نمی توانست بیش از آن (منظور رشد بی رویه ی چپ است)آن هم با این میزان از علنیت و با این مطالبات ساختار شکنانه، طبقاتی و جدی تحمل این جریان و جریاناتی از این قبیل را داشته باشد،به همین دلیل از اوایل سرکار آمدن رئیس جمهور اصولگرا رژیم سرکوب نیروی چپ و کمونیست را در اولویت کار خود قرار داد، سرکوب داب و جنبش چپ دانشجویی در اولویت کار ر‍‍ژیم قرار گرفت.بر خلاف ادعای کسانی که برخی به شیوه ی سازشکارانه و پاسیفیستی اعلام می کنند که برگزاری مراسم ۱۳ آذر ۱۳۸۶ عامل اصلی سرکوب بود و برگزاری این مراسم را ماجراجویی قلمداد می کنند،از نظر من برگزاری این مراسم نه تنها حیاتی و ضروری بود و سرکوب و ضربه ی ۱۳ آذر ربطی به برگزاری این مراسم نداشت و حتی در صورت عدم برگزاری مراسم سرکوب به احتمال زیاد بیشتر می شد یا حداقل صورت می گرفت،باید باید بگویم که سرنوشت چپ دانشجویی در ایران به این روز گره خورده بود.در صورت عدم برگزاری مراسم چپ دچار یک عقب نشینی غیر قابل انتظار می شد.خود من از زمره ی کسانی بودم که قبل از این مراسم در زندان رژیم بودم و نه تنها من بلکه مجموعه ی وسیعی از فعالین سرشناس این جنبش قبل از روز ۱۳ آذر دستگیر و بازداشت شده بودند،پس برگزاری مراسم باید نقش زیادی در عقب نشینی رژیم داشته باشد.
شما چه برآیندی برای ادامه ی کاری جنبش های اجتماعی در ایران دارید؟ به صورت دقیق تر اینکه تصور می کنید جنبش های اجتماعی در ایران به کدام سمت در حرکت هستند و در اوضاع کنونی که جنبش سبز در جامعه وجود دارد آیا می توان حرکت یا بروز شکل های دیگری از این حرکت ها و اعتراضات مردمی را فراتر از سبز ها در جامعه انتظار داشت و یا آنها حد نهایی انتظارات را برآورده خواهند کرد؟
-به نظر من جنبش های اجتماعی در ایران در این مقطع از فعالیت خود دچار نوعی سردرگمی شده اند،اما این سر در گمی نمی تواند زیاد دوام داشته باشد.با توجه به اعتراضات توده ایی مردم در اعتراض به نتیجه ی انتخابات و درواقع در نتیجه انزجار و نفرت از جمهوری اسلامی به دلیل ضعف چپ و عدم ناتوانی در رهبری این اعتراضات توده ای اعتراضات در ابتدا توسط اصلاح طلبان هدایت می شد،اما با رادیکالیزه شدن تقریبی اعتراضات و رادیکالتر شدن شعار ها اصلاح طلبان (موسوی و کروبی و ...)وفاداری خود را به نظام اسلامی و اصول اولیه ی انقلاب اسلامی اعلام نموده و یک جنبش عظیم توده ای در این مقطع به دلیل ضعف رهبری و نبود یک حزب کمونیست رادیکال که بتواند از دل جامعه و نه در فضای مجازی اعتراضات را رهبری کند جنبش دچار نوعی بی امیدی و سرگردانی شد و علیرغم اینکه در بسیاری از موارد شعارها در تقابل با کل ماهیت جمهوری اسلامی و دم و دستگاه حاکمیت اسلام سیاسی بود،اما نمی توانست باعث براندازی رژیم جمهوری اسلامی شود.در این شرایط که جنبش چپ دانشجویی در حالت رکود بعد از سرکوب ۱۳ آذر ۸۶ به سر می برد و هنوز نتوانسته بود از زیر این سرکوب ها قامت راست کند،نمی توانست نقش زیادی در هدایت این جنبش توده ای داشته باشد،اما کپی برداری معترضان از شعارهای دانشجویی همچون مرگ بر دیکتاتور غیر قابل انکار است.
باید بگویم که از نظر من اعتراضات به همین شکل سرگردان باقی نخواهد ماند زیرا فضای سیاسی جامعه ی ایران تحولات جدی را می طلبد،اعتراضات اگر بتواند از کانال مبارزه ی طبقاتی و تقابل کار مزدی و سرمایه صورت بگیرد و در ان منافع طبقاتی تفکیک شود و از حالت خود به خودی خارج شود طولی نخواهد کشید که باعث سرنگونی رژیم خواهد شد اما همانطور که گفتم تاکنون اعتراضات علیرغم اینکه در روز قدس و ۱۳ آبان تا حدود زیادی رادیکالیزه شده بود اما به دلیل ضعف رهبری و در نتیجه ی ضعف چپ رادیکال توانایی سرنگونی رژیم را ندارد.
با توجه به تجربیاتی که دانشجویان چپ و عموم فعالین این جنبش در سالهای گذشته پشت سر گذاشته اند ، از نظر شما چه باید کرد تا بتوان بر شرایط کنونی تاثیر گذار بود؟
-برای غالب شدن بر وضع موجود از نظر من افشاگری بی امان از کل رژیم جمهوری اسلامی همراه با دم و دستگاه آن و اراذل و اوباش موسوم به اصلاح طلب و هچنین روشنگری و آژیتاسیون و فعالیت عملی،تلاش برای پیوند جنبش های رادیکال اجتماعی و بالا رفتن مطالبات مردمی و جایگزینی اعتراضات توده ای با اعتراضات طبقاتی آن هم در نتیجه ی فعالیت شبانه روزی و مداوم نیروهای رادیکال و کمونیست در عرصه های کارگری و دیگر عرصه های رادیکال اجتماعی الزامی است. چپ دانشجویی (داب)زمانی که تصمیم به فعالیت گرفت اگر فضای مجازی را به عنوان عرصه ی فعالیت خود انتخاب می کرد قطعا نمی توانست تاثیرات لازم را در رادیکالیزه کردن فضای دانشگاه و جامعه داشته باشد ،اما فعالیت عملی و پیوند تنگاتنگ این جریان با فعالین دیگر عرصه های اجتماعی و نقش ماتریالیزم پراتیک که این نوع چپ به ان معتقد بود باعث شد که طولی نکشد که این جریان به یک جریان تاثیرگذار و یک تشکل مستقل دانشجویی که بیشتر دانشگاه های ایران را در بر گرفته بود تبدیل شود و تاثیرات زیادی در رادیکالیزه شده فضای دانشگاه و جامعه،تبلیغ مارکسیسم به مثابه ی علم رهایی طبقه ی کارگر و بالا رفتن مطالبات مردمی و کارگری باشد. بنابراین برای تاثیر گذاشتن بر وضعیت موجود و روند خود به خودی مبارزات دخالتگری از نزدیک و نه دوری و جاروجنجال بی مورد و کناره گیری از این جنبش یا تبلیغات کاذب و انقلاب نامیدن این جنبش،بلکه تلاش و فعالیت از نزدیک و تنگاتنگ برای سازمان دهی مردم معترض و اعتراضات در کانال مبارزه ی طبقاتی و کار مزدی و سرمایه می باشد.نمی توان به شیوه ایی توده ایستی اعلام نمود که این جبش ما نیست و اینگونه بی خاصیتی و بی تاثیر خود را توجیه نمود و انتظار سرنگونی و انقلاب سوسیالیستی را داشته باشیم،نمی توان زیر نام انقلاب خواندن این جنبش پشت اصلاح طلبان قرار گرفت،نقد خود را از اصلا طلبان در این مقطع کنار گذاشت و آن موقع منتظر یک انقلاب توده ای بدون رهبری مشخص را داشت و دوباره شدن انقلاب ۱۳۵۷ را مشاهده نمود.چپ رادیکال ایران در این عرصه باید با بازبینی در سیاست های خود چه در داخل و چه در خارج و اپوزیسیون با همگرایی بیشتر حول مطالبات سوسیالیستی و نه دمکراتیک به سوی سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار سوسیالیزم قدم بردارد،برای این کار همانطور که گفته شد نه تبلیغات و جارو جنجال در فضای مجازی بلکه فعالیت کمونیستی در دل جامعه و از نزدیک با جا جنبش های اجتماعی ضروری است.

برچسپ ها: چپ دانشجویی,حسن معارفی پور

مطالب مرتبط ▼
Del.icio.us :: Technorati :: Furl :: Digg :: Blinklist :: Google :: Reddit :: Netvouz :: Add to Plak.ir :: donbaleh :: Add to Balatarin :: Send to Frinds by Y! Messenger :: Add to facebook :: Reddit :: Azadegi