با توجه به بازگشایی دانشگاهها و بنا به شرایط کنونی جامعه و اعتراضاتی که به شکلی سراسری جامعه را درنوردیده است لازم دیدیم تا با فعالین چپ دانشجویی که در چند سال گذشته تجارب مهمی را از سر گذرانده اند گفتگویی داشته باشیم .
هدف از این گفتگو شناخت دقیق تر از این جنبش بواسطه ی فعالینی از آن است که تاکنون فرصت ارائه نظراتشان را در رابطه با نوع نگاهشان نسبت به گذشته و همچنین اینده این جنبش پیدا نکرده اند .
براین اساس از شما میخواهیم در ابتدا چگونگی شکل گیری و رشد جنبش چپ در دانشگاه را توضیح دهید . زمینه های شکل گیری و تقویت این جنبش را در چه میدانید .
برای جواب دادن به این سوال باید دقت کرد که همیشه تفکر چپ به عنوان اندیشه ای آزادیخواهانه در دانشگاه حضور داشته است. این خصوصیت هم مخصوص ایران نیست و با نگاهی به تشکل ها و جمعیت های مختلف در دانشگاههای اروپا، آمریکا و ژاپن و ... نیز ما را به این نتیجه می رساند که مارکسیسم در قرن گذشته و حاضر همواره حضور داشته باشد. اما در ایران چند مولفه است که حضور و نمود چپ را در دانشگاه را خاص می کند که لزوما به خود دانشگاه نیز مربوط نیست و اتفاقات اجتماعی و سیاسی است که تاریخ ایران آنرا از سر گذرانده است. یکی نقش گروهها و احزاب چپ در انقلاب ۵۷ و پاکسازی های جمهوری اسلامی بعد از به شکست کشاندن این انقلاب است. در راس آنها اعدام های فله ای دهه شصت، خاوران ها و گورهای دسته جمعی و زندان های طولانی مدت از فعالین چپ است که تاثیر مستقیم در اثرگذاری گفتمان چپ در اجتماع و به تبع آن در دانشگاه است.
مولفه بعدی که آن هم به اوضاع سیاسی دهه شصت برمیگردد واقعه ای به اصطلاح "انقلاب فرهنگی" است که اسم رمز پاکسازی دانشگاه از دانشجویان و اساتید آزادیخواه و چپ و دگراندیش می باشد که نتیجه تاریخی - سیاسی آن ترورهای دگراندیشانی چون پوینده و مختاری توسط وزارت اطلاعات می باشد.
در همچین فضای سیاسی هیچ بحثی از چپ و تفکر مارکسیستی در دانشگاه مطرح نبوده و اگر هم بوده افراد اتمیزه و جداجدایی بودند که محدود به کتاب خواندن بودند. اما در همین فضا هم تضادهای اجتماعی و اقتصادی حضور داشته و پایه شکل گیری و رشد دوباره چپ در دانشگاه و اجتماع هستند. در واقع این گونه نیست که عده ای با هم فکر کنند که کاپیتال مارکس را بخوانند و تشکل چپ تشکیل دهند، در واقع عده ای تضادهای اقتصادی کاپیتالیسم و سرمایه داری ناقص ایران را می بینند و آلترناتیو رهایی از بند جمهوری اسلامی در مرحله اول و سرمایه داری را در مرحله بعد مارکسیسم می بینند.
البته پراتیک یک عده آدم مشخص در فضای زمانی و مکانی دانشگاههای ایران را نیز نباید از یاد برد و همین پراتیک نیز به رشد و صیقل خوردن نوع کار نیز منجر می شود.
اشاره کردید به اینکه تفکر چپ به عنوان اندیشه ای آزادیخواهانه همیشه در دانشگاه حضور داشته اما مولفه هایی که از آن به عنوان عوامل رشد و شکل گیری چپ در دانشگاهها نام بردید بیشتر مربوط به دهه ۶۰ است در حالی که ما در اوائل دهه ۸۰ با شکل گیری جریانات چپ بخصوص جریان چپ رادیکال به صورت علنی در دانشگاه مواجه هستیم . چرا شکل گیری این جنبش در اوئل دهه هشتاد اتفاق افتاد ؟
توضیح دادم که تا اواخر دهه شصت سرکوب ها و اعدام ها و زندان به قوت خود باقی بود. با سر کار آمدن دولت رفسنجانی، جمهوری اسلامی تصمیم بر این داشت که چهره ای ملایم تر و با تکیه بر شکل بندی زیرساخت های اقتصادی بتواند جمهوری اسلامی پس از جنگ را به نظامی متعارف تبدیل کند. در این سالها جنبش دانشجویی در راه ساخت خود و متشکل شدن گام برداشت. چپ در دهه هفتاد هم در دانشگاه حضور داشت که متاسفانه در انتخابات دو خرداد پشت سر اصلاحات صف بندی کرد. البته این چپ همواره این خصوصیت را دارد و اینقدر کوتاه بین و تو سری خور است که در انتخابات ۸۸ هم باز اشتباه تاریخی خود را تکرار کرد و پشت موسوی و کروبی و ... که خود آنها دستهایشان به خون هزاران کمونیست و آزادیخواه ایران آلوده است، قایم شد. این چپ به همراه شخصیت های کتاب خوان خود در دانشگاه حضور داشتند.
اما این چپی که من از آن سخن می گویم و خود را با آن تداعی می کنم جریانی بود که در سالهای آینده با نام "چپ رادیکال" شناخته می شد. این چپ به چیزی جز انقلاب سوسیالیستی و دیکتاتوری پرولتاریا قناعت نمی کرد. جریانی از افراد به واقع کمونیست، تیزبین و شرافتمند در ابتدا تشکیل شد. چون من نیز از ابتدای شکل گیری این جریان با آن بودم می توانم به طور قطع به شما بگویم که این جریان یکی از موثرترین جریانات تاریخ چپ ایران می توان قلمداد کرد.
بهر حال برای ساخت و شکل گیری یک قطب در دانشگاه زمان لازم است. آن اتفاقات دهه شصت را کنار فروپاشی شوروی و منزوی شدن کمونیست های اردوگاهی بگذارید، می بینید که این زمان لازم است تا بتوان جبهه ای علیه استبداد و سرمایه تشکیل داد.
نظراتتان را در مورد اتفاقات ۱۶ آذر ۸۶ برایمان بازگو کنید. اگر چه تقریبا مدت زمان بسیاری از آن حادثه گذشته است ، اما بنا به اینکه در آن دوران و پس از آن حوادث ، که منجر به دستگیری تعداد بسیاری از دانشجویان شد ، تنها شاهد اظهار نظر از سوی شخصیت ها ، احزاب و سازمانها بودیم ،شما به عنوان یکی از فعالین این جنبش این اتفاقات را چگونه بازگو میکنید .چه عواملی باعث به وقوع پیوستن سرکوب ۱۶ آذر ۸۶ شد؟
من در جواب دادن به این سوال نمی خواهم این واقعه را بازگو کنم، میخواهم از نظر خودم توضیح بدهم که چرا این واقعه به وقوع پیوست. در واقع تشکل غیر اعلام شده و پراتیک بدون تشکل رسمی که از سال ۸۱ کم و بیش در دانشگاه حضور داشت، بدون هیچ پشتوانه فکری و تجربی از گذشته خود عمل می کرد. این شاید یک ضعف باشد. باید هر عملی را تجربه می کردیم و نتایج خوب و بد آنرا می سنجیدیم.
مولفه دیگر در دستگیری ها ماجراجویی ها و کارهای بدون فکر عده ای در این بین بود که شاید نبود تشکیلات از پایین به بالا باعث می شد که یک جمع برای عملکرد یک فرد ضربه بخورند. جمهوری اسلامی یک نظام سر تا پا توحش و زندان و شکنجه است، این توحش فقط شامل حال چپ ها یا راست ها هم نمی شود. از هر سمتی که احساس خطر کند با تمام قوا به کوبیدن آن می پردازد.
موضوع بعدی که از نظر من مخرب ترین آن بود تعلق حزبی چند تن از فعالین دانشجویی به احزابی بود که کمترین توانایی در اداره کردن خود نیز ندارند. حزب و کار حزبی همیشه در تاریخ چپ دنیا موضوع بحث بوده و هست. من منتقد کار حزبی به طور عام نیستم و خودم را لنینیست می دانم اما بحث اینجاست که باید فعالین چپ با یک حزب چپ و حزب طبقه کارگر در ارتباط باشد نه یک حزبی که تنها و تنها پروپاگانداست. حزب طبقه کارگر فقط به حرف نیست و این طور نمی شود که من به تشکیلات خانوادگی و جمع دوستان خودم بگویم حزب طبقه کارگر و از فردای آن روز این ترم به پیشانی جمع دوستانم بخورد. البته هر کسی آزاد است که با هر حزبی که می خواهد در ارتباط باشد و خود را با آن تداعی کند و ضمنا در یک منطقه خاص مثل دانشگاه یا محل کارش کار سیاسی یا صنفی خود را ادامه دهد اما باز به دلیل نبودن یک تشکیلات قوی دانشجویی این تحزب اگر بشود نامش را تحزب گذاشت، چپ را در دانشگاه و در مقابل توحش حاکمیت ضربه خور کرده بود.
نکته بعدی جنگ روانی وزارت اطلاعات از همین داستان برای ضربه زدن به کل جریان چپ رادیکال بود. نقش مخرب این احزاب پفکی اینجاست که خودنمایی می کند. یکی حنجره اش را پاره می کرد که دانشجویان داب متعلق به ما هستند، آن یکی هم سینه چاک می کرد که دانشجویان داب اعضای فلان حزب هستند و بگیرید و ببندیدشان. متاسفانه این جنگ روانی و اطلاعاتی خیلی بیشتر در سرکوب موثر بود که بتوان تصور کرد.
پس از سرکوب ۱۶ اذر بسیاری بر این عقیده بودند که این جنبش دیگر توان متشکل کردن دانشجویان را در سطح دانشگاه نخواهد داشت . یا به شکل دیگر از سوی برخی اعلام شد که این جنبش با شکست مواجه شده است . شما در این مورد چه فکر میکنید.
من پیشگو نیستم که بگویم یا تشکل چپ دیگری بعد از ما در دانشگاه شکل می گیرد یا نه، اما نباید این نکته را از یاد برد که این دستگیری ها و بعد از آن دادگاهها ضربه بزرگی به دانشگاه و چپ دانشجویی بود اما تجاربی هم برای فعالین داشت که در مراحل بعدی مبارزه مطمئنا موثر خواهد بود. با توجه به اوضاع پرتلاطم سیاسی ایران احتمال قدرت گیری چپ ها کم نیست و با دست در دست گذاشتن فعالین دانشجویی و کارگری و زنان مطمئنا می توان جبهه ای مترقی بر علیه حاکمیت موجود شکل داد.
تشکلهایی دانشجویی دیگری با دیدگاه چپ در دانشگاه فعالیت میکردند و با آنکه به علنیت "چپ رادیکال" نبودند اما فعالیت کم و بیش را پیش می برند. نظر شما در مورد فعالیت های این گروهها چیست ؟ اگر نقد یا نقاط مثبتی در فعالیت این گروهها می بینید بیان کنید ؟
به نظر من در یک چهارچوب مشخص که ما در آن فعالیت می کردیم جایی برای فعالیت مخفی وجود نداشت، و باید با تعین چپ و با علنیت به جنگ حاکمیت وحشی از یک سو و دیگر تفکرات راست می رفتیم. نمی شود پشت دیوار قایم شد و مشت را به صورت حریف زد. مطمئن باشید در آن گروهها هم نقاط ضعف و قوتی وجود دارد که نمیشود از آنها چشم پوشی کرد و نمی توان فقط با این حرف که آنها علنی کار نمی کنند بگوییم که انها هیچ کاری انجام نمی دهند. اما در حال حاضر نمی توان به یک روزنامه اینترنتی یا یک شب نامه بسنده کرد و یک شبکه با چهره های علنی نیاز است که بتواند منسجم مبارزه را برنامه ریزی کند و آنرا به پیش ببرد. البته این نکته هم قابل ذکر است که من به شخصه تصویر درستی از این رفقا و سبک کارشان ندارم و نمی دانم که وجه مشخصه آنها دقیقا با چپ رادیکال چیست، شاید یک حس رقابت بچه گانه باشه و شاید هم حرفی برای گفتن داشته باشند. من قضاوت خاص و دقیقی نمی توانم داشته باشم.
با توجه به این که حوادث در ایران با سرعت به پیش میرود ، آیا در حال حاضر شما به نقش چپ در جامعه می توانید امید ببندید و آیا برای پیشبرد این تفکر در این اوضاع تلاش می کنید؟ آیا دانشجویان چپ دانشگاه می توانند باز هم در این تحولات نقش بازی کنند؟
جواب من به این سوال قطعا مثبت است. توضیح دادم که گفتمان چپ همواره در اجتماع حضور دارد، چون این کشور مراکز تولیدی و کارگر و سرمایه دار و کارفرما دارد. در این تظاهرات و تجمعات اعتصاب پزشکان و پرستاران و کارگران یکی از بزرگترین بیمارستان یکی از وقایع بزرگ بود. می توان در مراکز کارگری تجمعاتی برای استیناف حقوق صنفی و سیاسی را تشکیل داد، مسلما تنها اوضاع سیاسی پرتلاطم هم نیست که این وسط نقش بازی می کند. از این به بعد اوضاع اقتصادی ایران شاهد رکود شدید و تورم بی سابقه در قیمت ها شاهد هستیم. و این یعنی فشار بر گرده طبقه کارگر. جمهوری اسلامی نشان داده است که هر چه کمر را بیشتر خم کنی بهتر سواری می گیرد و کارگران ایران نباید در مقابل این فشار ساکت بمانند. و دانشگاه و دانشجویان نیز در دفع کردن این فشار می توانند موثر باشند، شعار اتحاد کارگران و دانشجویان یکی از کلیدی ترین شعارهایی بود که چپ در چند سال گذشته به دانشگاه آورد و آنرا به سطح جامعه پرتاب کرد که نتیجه طبقاتی مهمی را در بر دارد. من خوشبین هستم که چپ اجتماع نیز بتواند در این اوضاع نقش مهمی را در پیشبرد خواست طبقاتی خود داشته باشد.
برچسپ ها: چپ دانشجویی,سروش دشتستانی






















