| 1 نظر | کد مطلب:001014 | تعداد بازدید | نسخه قابل چاپ
Share

حرکت تاریخ به زبان ساده (برای نوجوانان)




sayte-eshterak.jpgاشتراک : همه ما میدانیم زمانه ای که در آن به سر می بریم نتیجه یک سیر دگرگونی و تحول در دوران گذشته بوده است . تمامی کتابهای تاریخی و آثار بجا مانده از تاریخ گذشتگان تنها می تواند ما را با یک قشر مشخص از انسانهایی که در آن دوران می زیسته اند آشنا سازد. منظور اینست که همانطور که شاید بار ها شنیده باشید ، تاریخ نوشته شده ، تاریخ فاتحان نبردها و سرزمین ها و تاریخ حکمرانان است.
اما ما می خواهیم بدانیم که چه چیزی در گذشته اتفاق افتاده است که ما امروز در این دنیا با این مناسبات زندگی می کنیم.
بدون شک اتفاقات تاریخی تنها به این داستانها و نبرد ها ختم نمی شود بلکه می بایست تاریخ را توضیح داده و گفت که اینها بر چه پایه ای روی داده است .
تاکنون تعاریف مختلفی از تاریخ ارائه شده است که بر اساس رابطه انسان با ماده یا تعاریف متافیزیکی و یا تعاریف مذهبی بوده است. اما تمامی تعاریف از تاریخ، محرک اصلی در تاریخ را برای ما روشن نمی کنند زیرا این تعاریف یا بر پایه یک سیر خطی می باشند که فرضأ تاریخ را از یک جا شروع شده و در جایی تمام شده می دانند و یا وجود یک روح یا تکامل ماورایی را در تاریخ محرک می دانند. اگر چه تمامی تعاریف می توانند بیانگر قسمی از حوادث در گذشته باشند اما ما می خواهیم بدانیم که چگونه دوران کنونی متمایز از دیگر دوران هاست. براستی محرک اصلی تاریخ چیست که باعث تکامل جوامع بشری شده است؟
در این شکی نیست که شاهان و حکمرانان بسیاری با عقاید متنوع در گذشته می زیسته اند ، اما صرف نظر از اینها انسانهای دیگری نیز می زیسته اند که نقش آنان نیز در پیشبرد تاریخ کم نبوده و در عین حال بسیار با اهمیت تر از نقش این حکمرانان بوده است. ما اکنون تاریخ را نه بر اساس دوران حکومتی شاهان بلکه بر اساس مناسبات اجتماعی دورانهای مختلف مورد بررسی قرار می دهیم و پس از آن عامل محرک را در آن می یابیم.
این دوران ها به ترتیب زیر می باشند :
۱. کمون اولیه ۲. برده داری ۳. فئودالیسم ۴. سرمایه داری
۱.کمون اولیه یا جامعه اشتراکی بدوی که نخستین شکل تولید است، شالوده آن بر مالکیت جمعی و اشتراکی اجتماعات و گروه های انسانی بر وسائل ابتدایی تولید و کار جمعی بوده است. در این جامعه استثمار فرد از فرد یا شکل دولت وجود نداشته است.
۲.برده داری که نخستین صورت بندی اقتصادی اجتماعی بر پایه استثمار فرد از فرد است. گذار مرحله کمون اولیه به برده داری بدلیل عدم تساوی اقتصادی که ثمره پیدایش مالکیت فردی بوده است صورت گرفت.
دو طبقه اصلی : بردگان و برده داران
مناسبات تولیدی : مالکیت برده دار بر وسائل تولیدی و بر شخص برده به عنوان شیء قابل خرید و فروش.
اما پس از گذشت سالها و قرن ها، نیروهای تولیدی دیگر نمی توانستند در این چار چوب رشد پیدا کنند و بنابراین بر اثر تشدید تضاد طبقاتی که قیامهای بردگان را ناشی شد این جامعه رو به زوال گذارد. نمونه یکی از آنها قیام اسپارتاکوس است.
۳.فئودالیسم (سرواژ)، صورت بندی اقتصادی و اجتماعی دیگری که پس از جامعه برده داری شکل گرفت و بر پایه آن به وجود آمد.
دو طبقه اصلی : مالکان فئودال (بهره کشان) و رعیت ها یا سرف ها (بهره دهندگان)
مناسبات تولیدی: مالکیت ارباب یا فئودال بر زمین یعنی بر ابزار تولید و مالکیت محدود تری بر رعیت.
ما در گذشته نزدیکی در تاریخ ایران نیز با آن سروکار داشتیم که با اصلاحات ارضی شاه در ایران تقریبا به صورت کامل ازبین رفت. در این چنین جوامعی ، غالبا فئودال یا همان بهره کش بنا به اینکه صاحب زمین های بسیاری است، افراد دیگری را که رعیت ها نامیده می شوند بروی زمین بکار می گمارد و در ازای کار آنها ، تنها به میزانی که برای زنده ماندشان لازم باشد به آنها اجرت یا همان محصول مورد کشت را میدهد. در ایران غالب زمین داران یا همان خان ها افرادی از خانواده های قاجار و یا درباریانی بودند که بنا به داشتن قدرت و مقام صاحب زمین گشتند.
اما این شکل نیز با پیشرفت نیروهای تولید عمرش به پایان رسید و با قیام ها و جنگ های دهقانی و یا بصورت اصلاحات تحمیلی، اساس آن متزلزل گشته و صورت های اولیه سرمایه داری از دل آن بیرون آمدند.
۴. سرمایه داری ، جانشین دوران فئودالیسم می باشد . نظامی همانند دیگر نظام ها مبتنی بر استثمار افراد و بر شالوده مالکیت خصوصی بر وسائل تولید.
دو طبقه اصلی : سرمایه داران(بهره کشان) و کارگران(بهره دهندگان).
مناسبات تولیدی : مالکیت سرمایه داران بر وسائل تولید و کارخانجات و مالکیت محدود تر بر کارگران.
 شیوه استثمار در آن بنا به رشد تولید و ورود ماشینیزم به بخش تولید و صنعت پیچیده تر گشته اما اساس آن در تولید بر مبنای همکاری و کار جمعی انسانهایی (کارگرانی) است که در بخش ها به کار گمارده میشوند.
انسانها به عنوان تنها کالاهایی که می توانند در حین مصرف ، ارزش بیافرینند به کار گرفته میشوند اما همانند قبل از مواهب تولید خود بی بهره اند.
اما آیا سرمایه داری عالی ترین شکل تولیدی است؟

این تنها مختصری است برای مطالعه و ایجاد علاقه در جوانان و کسانی که نسبت به سرنوشت جامعه خود و همچنین دیگر جوامع و اساسا معیار زندگی بهتر برای انسان کنجکاو و حساسند. سیر روند تاریخ و پیشرفت جوامع نه با تغییر قدرت از شخصی به دیگری و یا با کودتا ها و شکل های مدرن آن بلکه بواسطه ی نزاع بین دو طبقه موجود در هر دوره و بروز بحران به واسطه اشباع تولید و دیگر عوامل جلو رفته است.
جابجا شدن دوران ها در تمامی سرزمین ها و کشورها بواسطه ی جابجایی در شکل تولید بوده که توانسته است موجبات پیشرفت حقیقی را فراهم سازد زیرا ثروت یک سرزمین، وابسته به تولید آن و موقعیت تولید کنندگان است.
هیچ گاه این گونه نیست که کشته شدن یک پادشاه بواسطه ی پادشاه دیگر و کنار رفتن یک قدرت بواسطه ی توطئه ی قدرت دیگر بتواند بهترین ها را در آن کشور برقرار سازد بلکه تنها زمانی که کل سیستم اقتصادی و سیاسی دگرگون شود می توان امید داشت که تغییرات بنیادی موجب پیشرفت و سعادت شود.
هدف ما این بود تا بتوانیم افراد را به مطالعه بیشتر در این حیطه با تاکید بر کلید واژه های ماتریالیسم تاریخی و ماتریالیسم دیالکتیک جذب و ترغیب کنیم.

 


برچسپ ها: اشتراک

Del.icio.us :: Technorati :: Furl :: Digg :: Blinklist :: Google :: Reddit :: Netvouz :: Add to Plak.ir :: donbaleh :: Add to Balatarin :: Send to Frinds by Y! Messenger :: Add to facebook :: Reddit :: Azadegi