| کد مطلب:002384 | تعداد بازدید | نسخه قابل چاپ
Share

عسل اخوان درگفتگو با اشتراک: مبارزه زنان غیراز مردسالاری، سرمایه داری را عقب می راند




asal-akhavan.jpg
اشتراک :‌ در آستانه ی هشت مارس شاهد نابرابری شدید زنان در حقوق و موقعیت خود هستیم، در حال حاضر میزان این نابرابری بسیار بیشتر از همیشه آشکار است چرا که این نابرابری را بیشتر از همیشه می شناسیم. هشت مارس با توجه به تاریخ برخواسته از مبارزات زنان کارگر و پیگیری های کلارا زتکین در شکل دهی این روز جهانی به عنوان نقطه عطف مبارزات زنان در سراسر جهان به شمار می آید. سایت اشتراک که سنتاً در گرامیداشت این روز تلاش خود را برای تصویر کردن مشکلات زنان و راه برون رفت آن کرده است، اینبار به مصاحبه باعسل اخوان، روزنامه نگار و از فعالین شناخته شده ی سیاسی، دانشجویی و حقوق زنان پرداخته است.


۱- حقوق زنان در ایران به اشکال مختلف و در محیطهای مختلف تضییع میشود. در خانواده، محیطهای کار، قوانین، کوچه و خیابان و ... . حال با این وجود برای احقاق این حقوق از کجا باید شروع کرد و چه موانعی را باید از سر راه برداشت ؟

ویژگی مبارزه علیه ستم جنسیتی این است که فرد همه جا با آن درگیر است، از تختخواب تا جامعه و حکومت. پس به نظر من نمی توان گفت باید از اینجا شروع کرد، بلکه همه ی لحظات زندگی می تواند برای شروع مناسب باشد و همگام با دیگر حوزه های زندگی. ضمن اینکه این مبارزه در همه ی عرصه ها هست، باید با هرچیزی که مردسالاری را به طور نظام مند و برنامه ریزی شده بازتولید می کند مبارزه کرد وتلاش کرد آن را دگرگون ساخت، برای مثال حکومتی که از بالا مردسالاری را ترویج می دهد با قوانینش، با رسانه های جمعی، با سیستم آموزشی، با تحمیل نهاد خانواده و بدیهی کردن آن به عنوان لازم ترین سلول اجتماعی موجود.از طرف دیگر، باید در مقابل  این مردسالاری بازتولید شده  در عرصه های مختلف زندگی ایستاد و مبارزه با نمودهای مردسالاری را به از بین بردن دلیل اصلی سلطه و بازتولیدش احاله نداد. 


۲- برای رهائی و آزادی کامل زنان چه قدم هائی باید برداشت و در چه شرایطی میتوان گفت زنان از موقعیت انسانیشان در جامعه برخوردارند ؟

تلاش برای رهایی زنان و مبارزه با مردسالاری یک امر جاری ست، باید همه چیز جامعه ی خو گرفته با مردسالاری را دگرگون کرد، از مناسبات سیاسی تا مناسبات اقتصادی؛ و باید ابزارهایی ساخت تا اثراتی که این همه سال تبعیض طولانی در باورها، اخلاقها، عادتها و جایگاه زنان گذاشته را تغییر داد.  


۳- جنبش زنان میتواند تبدیل به جنبش گسترده ای شود، به این دلیل که بیش از نیمی از جامعه زن هستند و در جامعه ایران تحت حکومت اسلامی، ستم مضاعفی بر آنها رو داشته میشود. برای گسترش این جنبش و توده گیر شدن آن چه باید کرد و چه راهکارهائی را باید در نظر گرفت ؟

باید راهی پیدا کرد تا مسئله ی زنان تبدیل به مسئله ی عمومی شود و از محافل بسته وارد جامعه شود. مثلا کاری که کمپین یک میلیون امضا تا حدی سعی کرد انجام دهد و مسئله ی زنان را از محافل بسته و خانه ها به مسئله ای عمومی بدل کرد طوری که همه مجبور شدند در مورد مسئله ی زنان موضع گیری کنند و حرف بزنند. آنچه که کمپین با آن شروع کرد، طرح مسائلی بود که همه ی زنان ایرانی به واسطه ی زن بودنشان در زندگی روزمره با آن درگیر بودند، اما طبیعی ست که بخشی از نیروهای رادیکال درون کمپین، به این فکر می کردند که امکان تغییر بخشی از نظم مستقر مردسالار نشان داده بشه و امکان اینکه می شود فعالیت جمعی علیه شرایط موجود کرد، این افق های جدیدی را باز می کند برای امکان مبارزه برای تغییرات بزرگتر و به وجود آوردن شرایط بهتر. 


۴- به عقیده شما رابطه جنبش زنان با جنبشهای اجتماعی دیگر (مانند جنبش کارگری، دانشجویان و) چگونه است و یا چگونه باید باشد ؟

هربار که به طور مکانیکی تلاش شده این جنبشها به هم پیوند بخورند، این اتفاق نیفتاده. مسئله این است که این جنبش های اجتماعی حتمآ نقاط پیوندی دارند یا باید داشته باشند و اون درگیر شدن با نظم مستقر است و این همان چتری ست که جنبش های اجتماعی می توانند با هم پیوند بخورند. درواقع سیاست مردمی، تنها نقطه ی تلاقی جنبشهای اجتماعی ست، برای مثال می توان به تجربه ی کشورهای آمریکای لاتین در این زمینه مراجعه کرد که پیوند میان جنبشهای اجتماعی، در عرصه ی عمل، برای مبارزه با نئولیبرالیسم و سرمایه داری بوجود آمده. 


۵- زنان یک توده واحد نیستند و به فرهنگها و طبقات و اقشار مختلفی تعلق دارند ( زنان کارگر، زنان همجنسگرا، زنان طبقات مرفه جامعه، زنان متعلق به اجتماعات سنتی و ...) و شاید به همین دلیل اولویتهای مطالباتی متفاوتی داشته باشند. بنظر شما چگونه و تحت چه موازینی میتوان جنبشی گسترده و متحد برای احقاق حقوق زنان داشته باشیم ؟

نقطه ی پیوند جایی ست که همه ی اینها به واسطه ی زن بودن تحت ستم هستند، اما این دلیلی نمی شود که زنان همجنسگرا، زنان کارگر، زنان خانه دار و...مسائل خودشان را وارد این جنبش نکنند. اتفاقا این جنبش بستر مناسبی ست که برای مثال زنان همجنسگرا مسائل خود را وارد کنند و این مسائل، همگانی شود. در مبارزه ی اجتماعی، هیچ اولویتی وجود ندارد، پس نباید مبارزه علیه یک ستم را به نفع مبارزه علیه شکلی دیگر از ستم تعطیل کرد. 


۶- در یک تصویر کلی، شرایط و موقعیت جنبش زنان در ایران را چگونه ارزیابی میکنید ؟

جنبش زنان دچار یک سردرگمی ست، و هنوز نتوانسته کامل خود را در شرایط جدید بازتعریف  کند، و راهکارهای عملی در این شرایط پیدا کند ولی نهایت تلاشش را می کند که به داخل خانه ها رانده نشود. درواقع کاری که جنبش زنان، پیش از جنبش اعتراضی مردم ایران می کرد، در شرایط کنونی بی معناست، و باید روشهای جدیدی برای ادامه ی مبارزه پیدا کند.


۷- ارتباط اعتراضات اجتماعی جاری در ایران با زنان و جنبش زنان را چگونه میبینید ؟

ضمن اینکه حضور جدی زنان در مبارزات خیابانی نشان می داد که موقعیت و جایگاه زنان خیلی تغییر کرده، زنان به دنبال این هستند که حضور اجتماعی خود را در جامعه تثبیت کنند و در سرنوشت سیاسی خود دخیل باشند، این به معنای حضور جنبش زنان به مثابه جنبش زنان در جنبش اعتراضی مردم، نبود. درواقع سرعت تحولات اینقدر بالا بود که بخشی از فعالان جنبش زنان، تنها به عنوان افراد منفرد در جنبش حضور داشتند و بخش دیگری هم تلاش کردند با وصل کردن خود به افرادی نظیر زهرا رهنورد که هیچ سابقه ای در جنبش فمینیستی ایران به طور اخص و جنبش زنان به طور اعم  ندارد، از موقعیت پیش آمده استفاده کنند و جایگاهی برای خود به دست بیاورند در جاییکه که گمان می کردند هژمونی جنبش را به دست گرفتند. درواقع به نوعی می توان گفت که جریانهای رادیکال درون جنبش زنان، مثل تقریبا تمامی جریانات رادیکال موجود پیش از انتخابات، نتوانستند تأثیر مستقیمی در جنبش اعتراضی بگذراند، درحالیکه جنبش اعتراضی، با نبرد با کل ساختار موجود، یک قدم از همه ی این نیروهای رادیکال جلوتر بود. 


۸- فکر میکنید اصلیترین خواسته ها و مطالبات زنان در ایران در شرایط فعلی چه چیزهائی باید باشد ؟

نه اصلی ترین خواسته ها و مطالبات، بلکه اصلی ترین توجه جنبش زنان، می تواند به بدنهایی باشد که در عرصه ی سیاست مردانه، حذف می شوند و نادیده گرفته می شوند. درواقع به میدان آوردن این اندیشه ی بنیادی که "بدن من کجاست" باعث می شود که زنان وقتی در مبارزه ی اجتماعی حضور پیدا می کنند، بدنهاشان را فراموش نکرده و این فراموش نکردن بدنها، منشأ تحولات عظیمی خواهد شد.


۹- نقش چپ در جنبش زنان ایران چه بوده و چه هست؟

این را باید گفت که از عمر جنبش فمینیستی در ایران تنها سه دهه می گذرد و سرآغاز ورود بحث های فمینیستی به ایران از دل محفلهای خانگی بوده که عمدتأ زنان چپ در آن نقش داشتند و به دلیل سرکوبهای دهه ی شصت، این محفلهای خانگی را به عنوان کانونهای شکلی از مقاوت برپا کرده بودند. ولی در عین حال این را هم باید گفت که تا سالهای ابتدایی دهه ی شصت، ادبیات حاکم بر چپ ایرانی، ادبیاتی ضد فمینیستی بوده و حتی گاهی فمینیسم را توطئه ی امپریالیسم و سرمابه داری می دانستند برای ایجاد شکاف در صفوف طبقه ی کارگر. تا پیش از آن، زنان یا مثل نیروهایی مثل تشکیلات دموکراتیک زنان ایران وابسته به حزب توده، درواقع اندامهای حزبی بودند برای متشکل کردن زنان عضو حزب، و یا مانند زنان عضو سازمان های چریکی، تشویق می شدند به داشتن پوشش و رفتاری مردانه. باز باید روی این نکته تأکید کرد که با وجود همه ی این نقصان ها، احزاب و سازمانهای چپ تا زمانی که سرکوب شدند، مترقی ترین جریانات موجود در رابطه با مسئله ی زنان بودند، مثلا زمانی که در سازمان چریکهای فدایی خلق، زنان بدون توجه به زن بودنشان تا حد عضو مرکزیت و فرمانده ی نظامی رشد می کردند، یکی از مهمترین نمایندگان مسلمانان لیبرال ایرانی، یعنی مهدی بازرگان، حتی در چند سال اول بعد از انقلاب ۵۷، مخالف حق رأی زنان بود. با این وجود عدم توجه ویژه ی سازمانها و احزاب چپ به مسئله ی زنان آنجایی نقش مخرب خود را آشکار کرد که زنان در تظاهرات ۸ مارس، برای مبارزه با حجابی که هنوز اجباری نشده بود، به خیابان آمدند و اکثریت قریب به اتفاق احزاب و سازمانهای چپ، از حمایت از این تظاهرات به بهانه ی وجود اولویتهای مهمتری خودداری کردند و حتی برخی پا را از این فراتر گذاشتند و آن را تظاهرات زنان بورژوا که توسط ضد انقلاب تحریک شده اند نامیدند، هرچند سازمان دهندگان این تظاهرات زنان چپ بودند و بسیاری از هواداران و کادرهای سازمانها و احزاب چپ، بدون آنکه دستوری از تشکل مطبوعشان دریافت کرده باشند در این تظاهرات شرکت کردند. 
امروز هم، برخی از فعالان چپ، وقتی از مسئله ی زنان صحبت می کنند، تنها در مورد حقوق زنان کارگر یا لغو حجاب اجباری حرف می زنند. آنانی که تنها از حقوق زنان کارگر حرف می زنند، درواقع حاملان این باورند که با تغییر سیستم سرمایه داری و لغو کار مزدی، مسئله ی زنان به خودی خود برطرف خواهد شد و اگر هم از حقوق زنان کارگر سخن می گویند تنها برای حفظ ژست مترقی در برابر مسئله ایست که به خوبی می دانند مسئله ی عینی و واقعی ست. کسانی هم که با گرفتن ژستهای رادیکال، خواست لغو حجاب اجباری را به عنوان خواست زنان رادیکال جا می زنند، دچار این توهمند که طرح مطالبه ای که به لحاظ شکلی رادیکال به نظر برسد، به خودی خود توان این را خواهد داشت که جنبشی عمومی را حول خود سازمان دهد؛ آنها نه دینامیسم اجتماعی را درک کردند و نه درکی از شرایط عینی جامعه ی عینی ایران دارند، علاوه بر این ژست رادیکال آنها را به راحتی می توان افشا کرد زمانی که بدانیم حجاب اجباری در کشورهایی نظیر ترکیه، عراق و پاکستان لغو شده است، یعنی افقی که حضرات رادیکال در برابر جنبش زنان ایران می گشایند، رسیدن به شرایطی نظیر ترکیه یا پاکستان است. درحالیکه برخی از نیروهای چپ با باور به رهایی بخش بودن  پروسه ی تبدیل مسئله ی زنان به امری عمومی و تأکید بر مبارزه ی زنان به عنوان مبارزه ای که علاوه بر سیستم مردسالاری، سیستم سرمایه داری را نیز به عقب می راند، در این مبارزات حضور داشتند.

برچسپ ها: 8 مارس,مصاحبه 8 مارس,حقوق زنان,عسل اخوان
مطالب مرتبط ▼
Del.icio.us :: Technorati :: Furl :: Digg :: Blinklist :: Google :: Reddit :: Netvouz :: Add to Plak.ir :: donbaleh :: Add to Balatarin :: Send to Frinds by Y! Messenger :: Add to facebook :: Reddit :: Azadegi