| 0 نظر | کد مطلب:002567 | نسخه قابل چاپ
Share

لیبی، بزرگ‌ترین عملیات نظامی پس از حمله به عراق




michael chossudovsky.jpg
برگردان: خ. طهوری


دروغ‌های بی‌پرده رسانه‌های بین‌المللی: بمب و موشک به عنوان ابزار استقرار صلح و دمکراسی: اینجا مسأله بر سر دخالت به خاطر انساندوستی نیست.

جنگ در لیبی صحنه جنگی نوینی را می‌گشاید. در منطقه بزرگ خاورنزدیک و میانه و همین‌طور آسیای مرکزی سه صحنه جنگی مختلف وجود دارد: فلسطین، افغانستان و عراق.

در مقابل چشمان ما یک صحنه جنگی چهارم رشد می‌یابد که از طرف ایالات متحده آمریکا و پیمان نظامی ناتو در شمال آفریقا دامن زده شده و می‌رود که بیش‌تر تشدید گردد. این  چهار صحنه جنگی به طور عملی با یکدیگر مربوط اند؛ آن‌ها بخش غیرقابل تفکیکی از نقشه راه نظامی ایالات متحده آمریکا و پیمان نظامی ناتو می‌باشند.
به طوری که فرمانده سابق پیمان نظامی ناتو، ژنرال وسلی کلارک تأیید کرد، حملات هوایی به لیبی سال‌هاست که از طرف ستاد برنامه‌ریزی پنتاگون آماده گردیده است.

عملیات بین‌المللی نظامی علیه لیبی کهOdyssey Dawn   نام دارد، به عنوان «بزرگ‌ترین حمله نظامی غرب در جهان عرب پس از حمله به عراق درست ۸ سال پیش» معرفی می‌گردد.
 („Russia: Stop ›indiscriminate‹ bombing of Libya", Taiwan News Online, ۱۹. März ۲۰۱۱)
 
این جنگ بخشی از جنگ به خاطر نفت است. لیبی جزو بزرگ‌ترین اقتصادهای نفتی در سطح جهان با حجم تخمینی ۳٫۵ درصد ذخایر جهانی به شمار می‌رود و بدین صورت ذخایرش دوبرابر ذخایر نفتی ایالات متحده آمریکا است.

آن‌ها در پس حمله نظامی خود، این هدف را دنبال می‌کنند تا به بهانه انسان‌دوستی وارد این کشور شده و کنترل منابع گازی و نفتی لیبی را در اختیار خود بگیرند. پی‌آمدهای ژئوپولیتیکی و اقتصادی حمله نظامی پیمان نظامی ناتو و ایالات متحده آمریکا به لیبی بسیار گسترده خواهد بود.

عملیات Odyssey Dawn بخشی از دستور کار جامع برای خاورمیانه و نزدیک و همین‌طور آسیای مرکزی می‌باشد که در نظر دارد کنترل و حق تصاحب بیش از ۶۰ درصد ذخایر جهانی نفت و گاز به انضمام لوله‌های نفتی و گازی را به خود تخصیص دهد.

با ۴۶٫۵ میلیارد بشکه (هر بشکه برابر ۱۵۸٫۹۹ لیتر) ذخیره معلوم (ده برابر مصر)، لیبی بزرگ‌ترین اقتصاد نفتی قاره آفریقا است، بعد از لیبی نیجریه و بعد الجزیره قرار دارند (ژورنال نفت و گاز)

برعکس، بنا بر گزارش‌های اداراه اطلاعات انرژی ایالات متحده آمریکا، ذخایر نفتی معلوم این کشور بالغ بر ۲۰٫۶ میلیارد بشکه است.
Stand Dezember ۲۰۰۸, U.S. Crude Oil, Natural Gas, and Natural Gas Liquids Reserves
 
 بزرگ‌ترین عملیات نظامی پس از جنگ عراق
یک عملیات نظامی به این بزرگی و وسعت را که در آن چندین کشور عضو پیمان نظامی ناتو و کشورهای دیگر شریک در آن فعالانه شرکت داشته باشند، نمی‌توان فی‌البداهه خلق کرد.

عملیات Odyssey Dawn   قبل از آغاز اعتراضات در مصر و تونس در مرحله برنامه‌ریزی نظامی پیشرفته‌ای قرار داشت. انظار عمومی جهانی می‌بایستی باور کنند که جنبش اعتراضی، خودبه‌خود از تونس و مصر به لیبی سرایت کرده است.
شورش در شرق لیبی به طور مستقیم از طرف قدرت‌های خارجی مورد پشتیبانی قرار دارد. شورشیان در بنغازی فوراً پرچم  سرخ- سیاه- سبز با هلال ماه و ستاره را که پرچم سلطنتی دوران شاه ادریس و نماد سلطه قدرت‌های استعماری گذشته بود، برافراشتند.
(Manlio Dinucci, „Libya - When historical memory is erased", Global Research, ۲۸. Februar ۲۰۱۱)

در نتیجه، این قیام برنامه‌ریزی شده و با عملیات نظامی هماهنگ گردیده بود. این عملیات به عنوان بخشی از عملیات سری، ماه‌ها قبل از اعتراضات با دقت برنامه‌ریزی و آماده گردیده بود.

یکان‌های ویژه آمریکایی و انگلیسی از همان آغاز در محل حضور داشتند تا به «نیروهای اپوزیسیون امداد رسانند.» ما در اینجا با یک «نقشه راه» نظامی روبه‌رو هستیم که با دقت از نظر نظامی و اطلاعاتی آماده شده بود.

سازمان ملل متحد به عنوان شریک
حملات هوایی هم‌اکنون قربانیان غیرنظامی فراوانی را در پی داشته است، که از طرف رسانه‌ها یا «خسارات جانبی» نامیده می‌شوند و یا مسؤولیت آن به گردن نیروهای نظامی لیبی می‌افتد. با این وصف  مسؤولیتی را که شورای امنیت سازمان ملل متحد به پیمان نظامی ناتو محول کرده که هدفش گویا «حفظ مردم غیرنظامی» است، می‌توان استهزاآمیز خواند.

بند ۴ «کشورهای عضو را که دبیرکل سازمان را در جریان قرار دادند، مجاز می‌داند که به کمک سازمان‌های ملی و یا فراملیتی و با اطلاع دبیرکل اقدام کنند و با اغماض بند ۹ قطع‌نامه ۱۹۷۰ (۲۰۱۱) کلیه اقدامات لازم را به اجرا گذارند و از مردم غیرنظامی و مناطق مسکونی در جمهوری عربی لیبی، از جمله شهر بنغازی که مورد تهدید قرار دارد، حفاظت به عمل آورند.

این قطع‌نامه وجود هرنوع نیروی اشغالگری را به هر صورت و در هر بخش از جمهوری لیبی مردود می‌شمارد. از کشورهای عضو خواسته می‌شود، تا در اسرع وقت دبیرکل را در مورد اقداماتی که آن‌ها بنا بر این مجوز انجام می‌دهند در جریان قرار دهند، که او نیز به نوبه خود شورای امنیت سازمان ملل متحد را مطلع خواهد سازد.
„UN Security Council Resolution on Libya: No Fly Zone and Other Measures", ۱۸. März ۲۰۱۱

این قطع‌نامه شورای امنیت سازمان ملل متحد با زیر پا گذاردن حقوق بین‌الملل و نقض منشور سازمان ملل متحد عملاً به نیروهای ائتلافی برای حمله رسمی به یک کشور مقتدر، چراغ سبز نشان می‌دهد.

این قطع‌نامه علاوه برآن، در خدمت منافع مالی حاکم عمل می‌کند: این قطع‌نامه نه تنها حملات هوایی به یک کشور مقتدر را مجاز اعلام کرده، بلکه در عین حال همین‌طور اجازه توقیف دارایی‌های (مالی و اقتصادی) این کشور را صادر نموده است، که سیستم مالی آن را را به خطر می‌افکند.

توقیف دارایی‌‌های مالی
بند ۱۹ مقرر می‌دارد که توقیف ارزش‌ها، آن‌طور که در بندهای ۱۷،۱۹،۲۰ و ۲۱ قطع‌نامه ۱۹۷۰ (۲۰۱۱) آمده، شامل کلیه ذخایر و دارایی‌های مالی و همین‌طور منابع اقتصادی می‌باشد که در سرزمین‌های آن‌هاست و به مسؤولین دولتی لیبی تعلق دارد و یا به طور غیرمستقیم از طرف آن‌ها کنترل می‌شود.

در هیچ بخشی از قطع‌نامه شورای امنیت سازمان ملل متحد معضل تغییر رژیم مطرح نمی‌گردد، ولی این تفاهم موجود است که بخشی از این پول‌ها که طبق بند ۱۹ قطع‌نامه ۱۹۷۳ توقیف خواهد شد، در اختیار نیروهای اپوزیسیون گذاشته شود. تعامل با نمایندگان نیروهای اپوزیسیون در این مورد از قبل صورت گرفته است.
این گام انتخاب درونی (کوآپتیشن) و کلاهبرداری مالی نام دارد:
بند ۲۰ عزم جزم قطع‌نامه را تأیید می‌کند، که دارایی‌هایی  که بنا بر بند ۱۷ قطع‌نامه ۱۹۷۰ توقیف شده اند، باید بعداً در اسرع وقت در اختیار خلق جمهوری عربی لیبی قرار گرفته و به نفع خلق لیبی به مصرف برسد.

آنچه که بنا بر بند ۱۳ قطع‌نامه مربوط به اعمال تحریم سلاح‌های نظامی می‌گردد، نیروهای ائتلاف بدون استثنا مصمم اند، تحریم نظامی کشور لیبی را به اجرا گذارند.

اما آن‌ها با تحویل سلاح به نیروهای شورشی در بنغازی بند ۱۳ قطع‌نامه را از همان آغاز نقض نمودند.

یک مأموریت نظامی درازمدت؟
تصورات سیاسی و اخلاقی به طور عکس به کار برده ‌می‌شوند. به کمک یک منطق کج و معوج بایستی که صلح، امنیت و حفاظت مردم غیرنظامی لیبی به کمک حملات موشکی و بمباران تأمین گردد.

هدف این حملات نظامی حفاظت از مردم غیرنظامی نیست، بلکه (مثل یوگسلاوی) این حملات تجزیه لیبی به کشورهای مختلف را دنبال می‌کند.

واشنگتن سال‌هاست که فکر تأسیس یک کشور مستقل در بخش نفت‌خیز شرق لیبی را در سر می‌پروراند.
تقریباً یک هفته قبل از آغاز حملات هوایی رییس دستگاه‌های جاسوسی ایالات متحده آمریکا، مدیر سازمان اطلاعات ملی (DNI) ، جیمز کلاپر در مقابل کمیسیون دفاع سنای آمریکا تأکید کرد که لیبی دارای توان دفاع ضدهوایی بااهمیتی است و اِعمال منطقه پرواز-ممنوع می‌تواند احتمالاً به اقدامات نظامی درازمدتی منجر گردد:
مشاور امنیت ملی تکرار کرد که سیاست پرزیدنت اوباما «در نظر دارد قذافی را از مقام خود کنار بگذارد.» ولی اظهارات کلاپر روشن می‌کند که این کار می‌تواند چقدر مشکل باشد. او در مقابل کمیسیون توضیح داد که به نظر وی قذافی خود را برای یک درگیری درازمدت آماده ساخته و به هیچ‌وجه در نظر ندارد آزادانه از مقام خود کناره‌گیری کند.

او در ادامه به برخی از شواهد اشاره کرد که چرا به نظر وی قذافی می‌تواند موفق گردد. رژیم دارای امکانات تدارکی نظامی فراوانی است و می‌تواند روی نیروهای خوب آموزش دیدۀ نظامی حساب کند. در اینجا می‌توان از واحدهای «به خوبی مجهز» مثلاً هنگ ۳۲، که تحت فرمان پسر قذافی، خمیس قرار دارد و یا هنگ ۹ سخن گفت.

کلاپر ادامه داد: سازوبرگ نظامی آن‌ها عمدتاً از توان پدافند هوایی ساخت روسیه از جمله توپ، تانک و خودروهای دیگر تشکیل می‌شود و «این طور به نظر می‌رسد که آن‌ها دقیقاً می‌دانند که با سازوبرگ خود چگونه رفتار کنند و یا آن‌ها را چگونه تعمیر نمایند.»

کلاپر تردید دارد که بتوان منطقه پرواز ممنوع را سریع و به راحتی به اجرا درآورد، زیرا قذافی پس از مصر دومین سیستم پدافند هوایی در خاورنزدیک را در اختیار دارد. او گفت: «آن‌ها دارای مقادیر زیادی از تسلیحاتی روسی هستند، که دارای کیفیت مناسب است و بخشی از این تجهیزات به دست نیروهای شورشی افتاده.»

رژیم لیبی علاوه برآن دارای ۳۱ موشک زمین به‌هوا و یک سامانه راداری است، که وظیفه عمده‌اش پوشش سواحل دریای مدیترانه می‌باشد.

کلاپر گفت: «۸۰ تا ۸۵ درصد مردم این کشور در این منطقه زندگی می‌کنند. واحدهای نظامی قذافی دارای "تعداد بسیار زیادی" نارنجک‌انداز ضدتانک می‌باشند.»

ژنرال ارتش رونالد بورگِس، مدیر آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده آمریکا DIAبا این برداشت کلاپر موافق است. او گفت: «هر چند که در ابتدا نیروهای اپوزیسیون ابتکار عمل را در دست داشتند، لکن زمان به نفع واحدهای قذافی عمل می‌کند.» بورگس ادامه داد: «آیا این‌که اکنون ابتکار عمل در کشور به طور کامل به سود قذافی تغییر کرده، به نظر من هنوز مشخص نیست. ولی ما اکنون به نوعی تعادل رسیده ایم که در آن ابتکار احتمالاً در دست رژیم قرار دارد.»

چند ساعت پس ا ز اظهارنظر کلاپر، مشاور امنیت ملی اوباما، تامس دونیلون ارزیابی کاملاً متفاوتی ارایه داد که نمایانگر اختلاف‌نظر مابین کاخ سفید و سازمان‌های جاسوسی ایالات متحده آمریکا می‌باشد. دونیلون اظهار داشت، ارزیابی رییس آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده آمریکا بسیار «خشک» و «یک‌بعدی» است. این ارزیابی فرض را بر تعادل مابین دو جبهه نظامی نهاده و انزوای فزاینده قذافی و همین‌طور عملکرد جامعه ‌جهانی را، که جانب نیروهای اپوزیسیون را گرفته است، در نظر نمی‌گیرد.
(„White House, intel chief split on Libya assessment", McClatchy, ۱۱. März ۲۰۱۱)

این موضع‌گیری نشان می‌دهد که عملیات اودیسی داون Odyssey Dawn می‌تواند به یک جنگ علنی درازمدت که در آن ایالات متحده آمریکا و پیمان نظامی ناتو خسارات و آسیب‌های فراوانی را تجربه خواهند کرد، تبدیل گردد.
از بدو آغاز حملات هوایی، منابع لیبی خبر از پاسخ‌های نظامی جدی به پیمان نظامی ناتو می‌دهند. تا به حال بنا بر گزارش‌های تأییدنشدۀ لیبی، تنها چند ساعت پس از آغاز حملات هوایی سه هواپیمای شکاری فرانسوی منهدم گردیده اند.
Mahdi Darius Nazemroaya, „Breaking News: Libyan Hospitals Attacked. Libyan Source: Three French Jets Downed", Global Research, ۱۹. März ۲۰۱۱
تلویزیون دولتی لیبی گزارش داد یک هواپیمای شکاری فرانسوی در نزدیکی طرابلس مورد اصابت قرار گرفت. ارتش فرانسه این خبر را تکذیب کرد:
از سخنگوی ارتش فرانسه، سرهنگ تییری بورکارد در روزنامه لهِ فیگارو نقل شد: «ما این اطلاعات را، که یک هواپیمای شکاری فرانسوی مورد اصابت قرار گرفته، تکذیب می‌کنیم. کلیه هواپیماهایی که ما امروزبه مأموریت فرستادیم به پایگاه‌های خود بازگشته‌اند.»
(„Libya: A french fighter plane was shot down! The French Army denies this information", xiannet.net, ۲۰. März ۲۰۱۱)

گزارش‌های تأیید نشده دیگری از لیبی خبر از انهدام دو هواپیمای شکاری قطری می‌دهند. گزارش‌های دیگر لیبیایی از انهدام ۵ هواپیمای فرانسوی در مجموع خبر می‌دهند، گویا ۳ هواپیما در نزدیکی طرابلس و ۲ هواپیما در سیرته مورد اصابت قرار گرفته اند.
. (Mahdi Darius Nazemroaya, „Libyan Sources Report Italian POWs Captured. Additional Coalition Jets Downed", Global Research, ۲۰. März ۲۰۱۱)

برگرفته از تارنگاشت عدالت


برچسپ ها: ليبي,ناتو,جنگ ليبي,خاورميانه,دخالت نظامي
Del.icio.us :: Technorati :: Furl :: Digg :: Blinklist :: Google :: Reddit :: Netvouz :: Add to Plak.ir :: donbaleh :: Add to Balatarin :: Send to Frinds by Y! Messenger :: Add to facebook :: Reddit :: Azadegi