| 0 نظر | کد مطلب:000987 | نسخه قابل چاپ
Share

اعتصاب عمومی ٢٣ اردیبهشت شهرهای کردستان




مبارزان کمونیست میپرسد.

۱. اعتصاب  عمومی در ۲۳ اردیبهشت پیروزمند،  با استقبال عمومی در سطح جامعه و احزاب سیاسی از اقبال بالایی برخوردار شد.  ویژگی و آن شرایطی که این اعتصاب را موفق و پیروزمندانه به سر انجام رساند کدامها بودند؟
۲. تعابیر و روایات گوناگون بعد از اعتصاب در میان احزاب سیاسی با فرمولبندیهای نسبتا متفاوت، "حماسه ملی"، "جنبش مقاومت" در ارتباط با جایگاه اعتصاب در کردستان شنیده میشود. و کم نیستند از سازمان و احزاب ناسیونالیستی که میخواهند این موفقیت پیروزمندانه و سراسری مردم در کردستان را پلی و واسطه ای برای اعتبار بخشیدن به جریان سبز اصلاح طلب در جمهوری اسلامی ربط دهند تا بدینوسیله به امیال و آرزوهای ناسیونالیستی شان برسند؟

ــــــــــــــــــــــــــــ
نسان نودینیان: اعتصاب ٢٣ اردیبهشت ماه رویداد بسیار مهم در تاریخ جنبش سرنگونی طلبی مردم در ایران بود. هر چه در مورد موفقیت و بزرگی و عظمت این اعتصاب بگوییم هنوز نتوانسته ایم، لحظات و آن تصمیم قاطع مردم در شهر و شهرک ها را بیان کنیم. این اعتصاب برای این مهم بود که مردم شهرهایی با اقشار و طبقات و خواستگاه های طبقاتی متفاوت هم صدا به پدیده ای که بیش از سه دهه است بخشهایی از مردم جامعه را از منازلشان بیرون میاورند و به جرم دفاع از آزادی بیان، بجرم مخالفت با زن ستیزی، بجرم فعالیت سیاسی، بجرم مخالفت به نابرابری و در دفاع از انسانیت و آزادیخواهی، بجرم کمونیست بودن، به زندان میاندازند و آنها را دسته دسته اعدام و یا سنگسار میکنند متحدانه اعتراض کردند. مبارزه با اعدام و لغو مجازات اعدام امر مشترک جامعه و شهروندان مدنی اش است. پیروزی اعتصاب در ایجاد سنگر مبارزه شهروندان جامعه کردستان در سطح میلیونی علیه و برای لغو اعدام بود.  متاسفانه بعد از اعتصاب موفق و پیروزمندانه بجای تاکید بر آن نکته اصلی که جامعه و شهروندان ده ها شهر و شهرک را حول آن متحد و به اعتصاب کشاند، مبارزه برای لغو مجازات اعدام، و در محکومیت اعدام ۵ عزیز مبارز، بجای ایجاد فضای نارضایتی و جمع کردن دستاوردهای اعتصاب و ادامه کاری تا رسیدن به لغو اعدام، مسائل و پروبلماتیک هایی که  هم واقعی و هم صف بندی احزاب سیاسی و اپوزیسیون را تعیین میکند، برجسته شده اند. در کردستان البته این مسائل و تحرک گرایشات سیاسی از جمله ناسیونالیسم و قوم پرستی مساله ای غریب و بیگانه نیست. زمینه های تاریخی طولانی مدتی دارد. اما غرض از بیان این نکته این بود که بگویم، وقت آن است که احزاب مسئول سیاسی که به نظر من بر دوش چپ و کمونیستها این مسئولیت سنگینی بیشتری دارد، در جامعه فعالانه در ارتباط با سازمان و تشکلهای کارگری، سازمانهای زنان و جوانان و دانشجویان و سازمانهای مدنی بفکر ایجاد تعرض سازمانیافته پر قدرتی برای لغو مجازات اعدام باشند. با این توضیحات به نظر من رابطه سکوت چند ماه گذشته کردستان و عدم هماهنگی شهرها را با اعتراضات کوبنده مردم شهرهای بزرگ از جمله تهران قابل توضیح است. و اما، مساله در کردستان از زاویه دیگری قابل بررسی است. من با ادبیات رایج در چند ماهه گذشته در ارتباط با عدم هماهنگی مردم کردستان با تهران و سایر شهر مبنی بر اینکه مردم کردستان نمی خواستند با جنبش سبز همراه شوند و از این قبیل دلائل موافق نیستم. کما اینکه در جریان اعتراضات ١٨ تیر ١٣٧۶ هم که به ۶روزی که جمهوری اسلامی را لرزاند و به قیام و انقلاب در ایران نامگذاری شد این هماهنگی وجود نداشت. و اما موج اعتراضات توده ای و مردم در تهران و سایر شهرها به رو در رویی قهر آمیز کشیده شد، در همان روزها و در دل آن اعتراضات کردستان هم خاموش بود. تحرک قابل توجه و چشمگیری در سطح جامعه و حتی دانشگاه ها از خود نشان ندادند. آنموقع که سبزی وجود نداشت و حاکمیت در دست خاتمی بود. دانشجویان و مردم به بهانه بستن روزنامه سلام ١٨تیر و ۶ روز قیام توده ای را خلق کردند، به نظر من سکوت مردم کردستان بخشا به موقعیت احزاب سیاسی در جامعه کردستان ربط مستقیم دارد. جامعه کردستان در سی سال گذشته پولاریزه شده. وجود تحزب سیاسی و احزاب سیاسی چهره سیاسی کردستان را از سایر نقاط ایران متمایز کرده است. در عین حال مساله کرد و راه حل پایان دادن به مساله کرد نیز در آرایش و صف بندی احزاب و بخشا طبقات اجتماعی وجود دارد. اینها فاکتورهای ابژکتیوی هستند که در تحرک و سازمانیابی و اعتراض جامعه دخیل هستند. در ١٨تیر ناسیونالیسم کرد وقتی خود را در تهران و در جایی که رژیم اصلاحات که بخش عمده این ناسیونالیسم در حسرت دیالوگ با آن بود، اقبال خود را در این میدید که جنبش اعتراضی و جنبشی که به جنش سرنگونی مردم معروف شد، رشد نکند، سراسری نشود و آن بخش از جامعه که ناسیونالیستها و احزاب کردی در آن نفوذ دارند از پیوستن و دامن زدن به تظاهرات و اعتراضات خیابانی و توده ای استقبال نکردند. در یکسال گذشته اما، ما شاهد فاز اول شروع تظاهرات و سپس عبور مردم از موسوی و کروبی و جلو آمدن آن بخش عمده از مردم بودیم که جمهوری اسلامی را نمیخواهند. نکته مهم در این نهفته است در حالی که جنبش سبز به پایان راه خود رسیده، و البته جنبش سرنگونی مردم رشد و از خود آگاهی بالایی در سطح سیاست و اتخاذ تاکتیک اعتراضی برخوردار شده، جنبش کارگری و زنان اکنون میروند که با رادیکالیسم طبقاتی که جلوه شکوهمند آنرا ما در مراسمهای اول ماه مه امسال و قطعنامه های کارگران شاهد بودیم، جریانات اصلی ناسیونالیستی و سازمانهای خرد قوم پرست بفکر دوستان جدید در میان جنبش از نفس افتاده سبز به کمک بخشهایی از سازمان و لابی های غرب و امریکا افتاده اند، به اصطلاح خودشان برای سراسری کردن اعتراضات زیر هژمونی سبز و موسوی، تلاش های بیهوده را بکار میگیرند. طنز تلخ در اینجاست که میخواهند این اعتصاب قدرتمند و پیروزمندانه را با تمام تلاشهای میدیای غرب از جمله بی بی سی، رادیو آلمان و صدای امریکا به جیب و زیر هژمونی سبز ببرند. و اینجاست که مردم کردستان و چپ و کمونیستها هوشیارانه در مقابل این هجوم سترون بایستند، و بر این واقعیت و مطالبه توده های مردم که در اعتصاب سراسری برای لغو اعدام و در محکومیت اعدام ۵ عزیز به نمایش گذاشته شد که به نظر من قیام خاموش و اما پر خروش در شکل اعتصاب بود، پایبفشارند و پیروزی اعتصاب را تضمین کنند. مبارزه برای لغو مجازات اعدام و اینکه دیگر کسی اعدام نشود را به پیش ببرند. در زندانها باز شود، و اعتراضات و تظاهرات و فعالیتهای لابی و بین المللی برای فشار بر جمهوری اسلامی افزایش پیدا کند.
اما، "حماسه ملی". در بالا به مساله ناسیونالیسم و تحرکش در کردستان اشاره کردم. تا زمانیکه مساله کرد راه حل متمدنانه خود را پیدا نکند. ما شاهد این نوع ترندها از طرف احزاب قومی و ناسیونالسیتی هستیم. بطور واقعی ناسیونالیسم کرد در کردستان در مقاطع مختلفی قدرت بسیج و به خیابان کشاندن مردم را داشته، در جریان دستگیری عبدالله اوجلان، این تحرک وجود داشت. در شهرهای کردستان تظاهرات و اعتراضات خیابانی برپا شد. در جریان بقدرت رسیدن جلال طالبانی بعنوان رئیس جمهور عراق این بار هم ناسیونالیستها و احزاب کردی در کردستان عراق و بخشا در کردستان ایران و ترکیه به جشن و پایکوبی پرداختند. مورد دوم جشن ناسیونالیستها و سیل پیامهای آنها به جلال طالبانی "حماسه ملی" دیگر این صف بود. اما، اینکه اعتصاب ٢٣ اردیبهشت میتواند به کیسه احزاب ناسیونالیست ریخته شود و به "حماسه ملی" دیگری برای آنها بدل گردد شک دارم. بطور واقعی این اعتصاب بر زمینه یک نارضایتی عمومی، تنفر و انزجار از جمهوری اسلامی و اعدام و در محکومیت اعدام ۵ نفر از مبارزان توانست موفق و پیروزمندانه انجام شود. در عین حال بر متن اوضاع سیاسی ایران و نارضایتی توده ای که در چند ماهه گذشته وجود داشته بعنوان پیش زمینه های سیاسی به موفقیت برسد. در کردستان پولاریزه شده آرا و رای آنها در صف بندی و آرایش سیاسی و طبقاتی بی تاثیر نیستند. احزاب ناسیونالیست و قوم پرست به نظر من توانایی و امکان بسیج بر متن قومگرایی دارند، به نظر من حمایت لنگان لنگان و دیر وقت طیفی از ناسیونالیستها و احزاب قوم پرست در بسیج و سراسری کردن اعتصاب بی تاثیر نبوده، انکار این مساله بر یک واقعیت عظیم تر در جامعه کردستان سایه می افکند. آن هم این واقعیت عظیم اجتماعی حضور چپ و کمونیسم در کردستان است. چپ و کمونیسم در سی سال گذشته در شهرهای کردستان آزمونهای بزرگ اجتماعی و توده ای را پشت سر دارند. این چپ و کمونیسم جنگ مقاومت و ٢۴ روزه سنندج، کوچ تاریخی مردم مریوان و راه پیمایی چند شهر از جمله سقز، بانه، سنندج بطرف اردوگاه کوچ مردم مریوان را سازماندهی کرده اند. سازماندهی و برپایی اول ماه مه ها در کردستان در شرایطی که زندانیان سیاسی و جامعه مدنی در سطح سراسری مورد هجوم و اعدام قرار داشتند، جنبش کارگری در سنندج و سقز جلوه های اعتراض طبقاتی را در اول ماه مه ها به نمایش گذاشتند. قطعنامه این مراسمها در سی سال گذشته به اعتراض طبقاتی و دنیای بهتر و ایستادگی در مقابل استبداد سیاسی و بورژوازی افق و امید داد. جنبش آزادیخواهانه و برابربری طلبانه زنان علیه قوانین زن ستیز اسلامی و مردسالاری در جامعه کردستان جایگاه ویژه و منحصر بفردی در کل آرایش سیاسی و سراسری جنبش کمونیستی و سوسیالیستی را کسب کرده، مبارزات رادیکال و توده ای معلمان، دفاع از حقوق کودکان و مبارزه علیه بیکاری و اعتراض کارگری نیز بطور دائم آن چهره و سیمایی است که در جامعه مردم به آن اتکا کرده و اعتماد پیدا کرده اند. وجود چنین فضا و شرایط سیاسی بالا و سوسیالیستی در سی سال گذشته فقط و فقط با حضور کمونیسم و کمونیستها تامین شده است. این پیشروی اجتماعی و توده ای که کمونیسم در آن با نقشه و تلاش و فداکاری های فراوان و با هزینه های جانی از دست دادن هزاران کمونیست و چپ بدست آمده، باید خیال ناسیونالیستها و احزاب قومی را راحت کرده باشد که کردستان ایران حیات خلوت ناسیونالیسم و قوم پرست نیست. هر میزان قدرت توده ای و بسیج ناسیونالیستها اگر وجود دارد، در مقابل نفوذ توده ای چپ و کمونیسم ناچیز است. با این حساب این احزاب قوم پرست و ناسیونالیست ادعاهایی پوچ و بی پایه را در مورد این اعتصاب موفق و پیروزمندانه را مطرح میکنند.
درس مهم موفقیت اعتصاب ٢٣ اردیبهشت ماه ١٣٨٩ در وجود آن طبقات و خودآگاهی سیاسی در شکل ابراز وجود طبقه کارگر، زنان، جوانان و دانشجویان تجلی یافته. موفقیت و پیروزمندی این اعتصاب پیروزی و موفقیت آنها است. چپ و کمونیسم میتواند در دل این اوضاع بیشتر از هر دوره ای رشد کند. موقعیت سیاسی را به نفع سازمانیابی طبقه کارگر، مردم و جامعه و سازمانیابی زنان و جوانان و دانشجویان تغییر دهد. اما همچنانکه در مقدمه این نوشته اشاره شد، دوره کنونی برای سازماندهی جامعه و با شعار لغو اعدام از هر دوره ای بیشتر مهیا است. جنبش کارگری در اول ماه مه این مطالبه و لغو اعدام را به قطعنامه خود تبدیل کرد. پایفشاری و سازماندهی جامعه با هژمونی سیاسی و رادیکال جنبش کارگری برای لغو اعدام زمینه ساز پیشروی و ایجاد نشاط و افق مبارزه تا سرنگونی جمهوری اسلامی را تقویت میکند.  


برچسپ ها: نسان نودينيان

Del.icio.us :: Technorati :: Furl :: Digg :: Blinklist :: Google :: Reddit :: Netvouz :: Add to Plak.ir :: donbaleh :: Add to Balatarin :: Send to Frinds by Y! Messenger :: Add to facebook :: Reddit :: Azadegi