بدیهی است که هر نقدبسنده براین منشورباید قاعدتا هم ناظربر شیوه ارائه آن باشد وهم ناظربر محتوای آن و هم البته به شرایطی که این منشورازدرون آن سربرآورده وپاسخی است به نیازها والزامات آن ازمنظرجایگاه اجتماعی وگفتمانی که خود را متعلق به آن می داند. البته پرداختن تفصیلی وهمه جانبه به همه وجوه خارج ازحوصله این نوشته است .بااین وجود تلاش می کنم که بطورفشرده درچند نوشته کوتاه به مهمترین نکات اشاره کنم.
شیوه باندازه خودهدف مهم است
شیوه تهیه منشور:ازدیربازرسم براین بوده است که مراجع بزرگ فتواهای خویش را که غالبا متضمن تعیین تکلیف برای خیل مقلدان وامت مسلمان است،با امضاء "الحقر" بیارایند.دراین نوع فتواها همواره تناقض آشکاری بین ماهیت تکلف آمیزوآزاردهنده محتوا باتواضع ظاهری نهفته درپای فتواها مشهود است.گوئی همین میراث به تنظیم کنندگان بیانیه ۱۸ نیزسرایت کرده است:صدورمنشوری متضمن تعیین هویت وراهبردها به نیابت ازجنبش وبدون مشارکت آن،با امضای "همراه کوچک شما".بامشاهده این دوگانگی خواننده ازخود می پرسد آیا بهترنبودکه چنین"تواضعی"قبل ازهرچیزدرنحوه تهیه وتنظیم منشور بکارگرفته می شد تا خردجمعی وهمراه بودن با مردم معنای واقعی پیدامی کرد؟.وآیا بهترنبود که بجای مدح وستایش بی بووبی خاصیت خرد جمعی( والبته ازنوع توحیدی اش)واقعیت وجودی این خردجمعی برسمیت شناخته می شد؛ازطریق مداخله فعال جنبش درتدوین منشوری که قراراست بازتاب دهنده هویت، مطالبات واهداف وشیو های مبارزاتی باشد.البته دوعامل مهم همواره مانع ازتکیه برابتکارات مردمی وشکل گیری مشارکت ودموکراسی فعال ازپائین است :نخست نابهنگامی تاریخی که ازجمله خود را درنظام مذهبی نشان می هد.بدیهی است حفظ چنین هویتی وآموزه های آن درتضاد کامل با رشد آگاهی وخود سازمان یابی مردم حول منافع واقعی وسوژه شدن آن ها قراردارد ودیگری تصمیم گیری ازبالای سیستم سلسه مراتبی وعمودی است که بورژوازی بدون آن قادربه حفظ هژمونی وکنترل نظم جامعه نخواهد بود.
چگونگی تهیه منشوریک جنبش می تواند بخوبی تمایزدورویکرد را نشان دهد: آیا به مردم به مثابه توده های منفعل وهم چون ابژه نگاه می کنیم ویا هم چون کنشگران و سوژه هائی که دارای پتانسیل خودرهان هستند؟.وعده های نسیه وتوخالی را البته همواره شنیده ایم وگوش هایمان پرازآنهاست. یک نمونه تاریخی اش فریب بزرگ خمینی بود(وبه تعبیربیانیه پیرجماران) و وعده ووعیدهای وی درپاریس و اوائل انقلاب؛آن موقع که هنوزخرمرادش ازپل قدرت نگذشته بود*۱.
درجستجوی معیار
آیا همه چیزغبارآلوداست وتارسیدن به مقصد نهائی نمی توان ازسرشت وسرانجام تحولات و رویدادهاسردرآورد؟ وآن هنگام هم که می توان فهمید چه برسرمان آمده است، دیگرآب ازآسیاب افتاده وجزکلاه گشاد برسر وهیولای قدرت جدید و مستقردربرابرخود و جزفقروفلاکت واختناق ویک زندگی نباتی غیرانسانی چیزدیگری برایمان نمانده است!. بنابراین دوره های بحران وتغییرات بزرگ،آن هنگام که مردم آستین های خود را بالازده اند وآماده اند که مشت برآسمان بکوبند،لحظات بسیارمهمی هستند و بازخوانی تجارب گذشته نیزدرهمین رابطه دارای اهمیت هشداردهنده ای است.اگر بپذیریم که این تک تک مائیم که تاریخ را با گام های امروزخودمی سازیم و اگرتجربه های گذشته را فراروی خود قراردهیم وحافظه تاریخی کرخت شده خود را فعال کنیم ؛بنظرمی رسد که دراین میان شاخص روشنی وجود داشته باشد که با آن می توان عیارنقد ونسیه و شوخی وجدی بودن این گونه ادعاها را محک زد.وآن چیزی غیرازجنبه کاربردی دادن به اهداف والایمان درپراتیک وعملکردهم اکنون جاری وشیوه را تبلوری ازهدف دانستن نیست. پیوند تنگاتنک وازنوع این همانی شیوه وهدف البته با رویکرد ماکیاولیستی که معتقداست نیل به هدف توجیه کننده هرشیوه ای است درتضاد کامل قراردارد.البته شیوه رایج فوق اساسا درخدمت منطق دست یابی به قدرت-قدرت جداشده ازتوده های مولد آن- است وحال آنکه درشیوه نخست هدف های متعالی هم چون دموکراسی مشارکتی و آزادی وبرابری اجتماعی،نه فقط باید درشیوهای بکارگرفته شده ودرلحظه لحظه های آن حضورداشته باشد،بلکه اهداف نیزدرمتن آن ازغنای بیشتری برخوردار شده وخویستن را اثبات نمایند. مثلا اگراطلاعیه ۱۸ مدعی است که به خردجمعی ورأی ونظرومشارکت مردم اهمیت قائل است و خواهان ارتقاء شعار"هرایرانی به یک ستاد" به "هرایرانی یک جنبش" است، می توان به مدداین شاخص به میزان شوخی و جدی بودن آنها پی برد ودیگرهم چون ابژه ای کنش پذیربانتظار آینده نه نشست.اگرهرآینه نقش جنبش هم اکنون موجود درتدوین هویت ومطالبات و راهبردهای خود دورزده شود واگربجای دامن زدن به ابتکارات وخلاقیت های خودجوش، باتعیین چهارچوب ها ومحدوده های حرکت ازبالا به آن لگام زده شود، و خردجمعی درعمل بدین گونه مورد انکار وبی اعتنائی قرارگیرد؛آنگاه بروشنی می توان به میزان جدی وشوخی بودن این نوع ادعاها پی برد.آنگاه دیگرهم چون برخی نیروها وگرایش های اپوزیسیون یا شبه اپوزیسیون که باهرعطسه ای باین سووآن سورانده می شوند وبا خوردن هر مویزو غوره ای دچار تب ولرزمی شوند، مسحورجادوی کلمات و عبارات توخالی یک بیانیه -هربیانیه وازسوی هرکسی که باشد-نشد.*۲ بکارگیری چنین محکی البته به معنی آن است که شیوه را جدا ازهدف ندانیم.دراین معنا شیوه خود بخشی ازهدف است وبرشی است زنده دربرابرمان ازآنچه که ادعامی شود بدان پای بندیم. انگارکه مستوره ای ازآن ادعاها ووعده و وعیده ها را هم امروز دربوته ای سوزان مورد آزمون قرارداده باشیم.
۲۰۱۰-۰۶-۲۵ - ۰۴-۰۴-۸۹ تقی روزبه
http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com
taghi_roozbeh@yahoo.com
*۱-لیستی ازوعده های خمینی که عمدتا دردوره قبل ازکسب قدرت وتثبیت قدرت صورت گرفت:
"-۱ بشر در اظهار نظر خودش آزاد است. اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است."
۲- " مطبوعات در نشر همهی حقایق و واقعیات آزادند"
۳- " در جمهوری اسلامی کمونیستها نیز در بیان عقاید خود آزادند."
۴- "یکی از بنیانهای اسلام آزادی است... بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است"
۵- "برنامه ما تحصیل استقلال و آزادی است."
۶-"حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است"
۷-" دولت اسلامی یک دولت دمکراتیک به معنای واقعی است. و اما من هیچ فعالیت در داخل دولت ندارم و به همین نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی تشکیل شود، نقش هدایت را دارم."
۸- "اسلام یک دین مترقی و دموکراسی به معنای واقعی است."
۹- " ولایت با جمهور مردم است". "نظام حکومتی ایران جمهوری اسلامی است که حافظ استقلال و دموکراسی است."
۱۰- "اما شکل حکومت ما جمهوری است، جمهوری به معنای اینکه متکی به آرای اکثریت است."
۱۱-"حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوریها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و باهمه مظاهر تمدن موافق."
۱۲- "شکل حکومت جمهوری است. جمهوری به همان معنا که در همه جا جمهوری است. جمهوری اسلامی، جمهوری است مثل همه جمهوریها."
۱۳-"در این جمهوری یک مجلس ملی مرکب از منتخبین واقعی مردم امور مملکت را اداره خواهند کرد."
۱۴ - "عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتی مقامات مادامالعمر نیست، طول مسئولیت هر یک از مقامات محدود و موقت است. یعنی مقامات ادواری است، هر چند سال عوض میشود. اگر هم هر مقامی یکی از شرایطش را از دست داد، ساقط میشود."
۱۵- "رژیم ایران به یک نظام دمکراسیای تبدیل خواهد شد که موجب ثبات منطقه میگردد."
۱۶ - "اختیارات شاه را نخواهم داشت."
۱۷ - "من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت."
۱۸- "من در آینده [پس از پیروزی انقلاب] همین نقشی که الان دارم خواهم داشت. نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می کنم... لکن من در خود دولت نقشی ندارم"
۱۹ -"ما به خواست خدای تعالی در اولین زمان ممکن و لازم برنامههای خود را اعلام خواهیم نمود، ولی این بدان معنی نیست که من زمام امور کشور را به دست بگیرم و هر روز نظیر دوران دیکتاتوری شاه، اصلی بسازم و علیرغم خواست ملت به آنها تحمیل کنم. به عهدة دولت و نمایندگان ملت است که در این امور تصمیم بگیرند، ولی من همیشه به وظیفة ارشاد و هدایتم عمل میکنم."
۲۰- "علما خود حکومت نخواهند کرد. آنان ناظر و هادی مجریان امور میباشند.این حکومت در همهمراتب خود متکی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود."
۲۱- "من نمیخواهم ریاست دولت را داشته باشم. طرز حکومت، حکومت جمهوری است و تکیه بر آرای ملت."
۲۲- "مردم هستند که باید افراد کاردان و قابل اعتماد خود را انتخاب کنند ولیکن من شخصاً نمیتوانم در این تشکیلات مسئولیت خاصی را بپذیرم ودر عین حال همیشه در کنار مردم ناظر بر اوضاع هستم و وظیفه ارشادی خود را انجام می دهم."
۲۳ - "من چنین چیزی نگفتهام که روحانیون متکفل حکومت خواهند شد. روحانیون شغلشان چیز دیگری است."
۲۴ - "من و سایر روحانیون در حکومت پستی را اشغال نمیکنیم، وظیفه روحانیون ارشاد دولتها است. من در حکومت آینده نقش هدایت را دارم."
۲۵ - "حکومت اسلامی ما اساس کار خود را بر بحث و مبارزه با هر نوع سانسور میگذارد."
۲۶ - "قانون این است. عقل این است. حقوق بشر این است که سرنوشت هرآدمی باید به دست خودش باشد."
۲۷ -"باید اختیارات دست مردم باشد، این یک مسئله عقلی است. هر عاقلی این مطلب را قبول دارد که مقدرات هرکسی باید دست خودش باشد."
۲۸ -"حکومت اسلامی بر حقوقِ بشر و ملاحظهی آن است. هیچ سازمانی و حکومتی بهاندازهی اسلام ملاحظهی حقوق بشر را نکرده است. آزادی و دموکراسی بهتمام معنا در حکومت اسلامی است، شخص اول حکومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور ."
۲۹- "اسلام، هم حقوق بشر را محترم مىشمارد و هم عمل مىکند.حقى را از هیچ کس نمىگیرد. حق آزادى را از هیچ کس نمىگیرد.اجازه نمىدهد که کسانى بر او سلطه پیدا کنند که حق آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب کند."
۳۰- "باید اختیارات دست مردم باشد.هر آدم عاقلی این را قبول دارد که مقدرات هر کس باید در دست خودش باشد."
۳۱- "ما که میگوییم حکومت اسلامی میخواهیم جلوی این هرزهها گرفته شود، نه اینکه برگردیم به ۱۴۰۰ سال پیش. ما میخواهیم به عدالت ۱۴۰۰ سال پیشش برگردیم. همهی مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم."
۳۲ -"ما وقتی از اسلام صحبت میکنیم به معنی پشت کردن به ترقی و پیشرفت نیست. ما قبل از هر چیز فکر میکنیم که فشار و اختناق وسیلهی پیشرفت نیست."
۳۳ -"دولت استبدادی را نمیتوان حکومت اسلامی خواند...رژیم اسلامی با استبداد جمع نمیشود."
۳۴- "در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی میرود و قاضی او را احضار میکند و او هم حاضر می شود."
۳۵ -"ما حکومتی را میخواهیم که برای اینکه یکدسته میگویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند."
۳۶ - "حکومتی که ما میخواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود. یکی علی و یکی هم عمر"
۳۷- "حکومت اسلامی، حکومت ملى است.حکومت مستند به قانون الهى و به آراء ملت است. این طور نیست که با قلدرى آمده باشد که بخواهد حفظ کند خودش را، با آراء ملت مى آید و ملت او را حفظ مى کند و هر روز هم که برخلاف آراء ملت عمل بکند قهراً ساقط است."
۳۸- تمام اقلیتهای مذهبی در حکومت اسلامی میتوانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند."
۳۹- "اقلیتهای مذهبی به بهترین وجه از تمام حقوق خود برخوردار خواهند بود."
۴۰ -"تمام اقلیتهای مذهبی در ایران برای اجرای آداب دینی و اجتماعی خود آزادند." ۴۱- "از یهودیانی که به اسرائیل رفته اند دعوت میکنیم به وطن خود بازگردند. با آنها کمال خوشرفتاری خواهد شد."
۴۲ -"اسلام جواب همه عقاید را بعهده دارد و دولت اسلامی تمام منطق ها را با منطق جواب خواهد داد."
۴۳- "در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیدهای هستند."
۴۴- "جامعه آینده ما جامعه آزادی خواهد بود. همه نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت."
۴۵ - "ما یک حاکمی می خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکالهایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند."
۴۶-"این که می گویند اگر اسلام پیدا شد زنان باید توی خانه بنشینند و قفلی بر آن زده" دیگر بیرون نیایند تبلیغات است. زن و مرد همه آزادند که به دانشگاه بروند. رای بدهند. رای بگیرند. ما با ملعبه بودن زن و به قول شاه"زن خوب است زیبا باشد" مخالفیم."
۴۷- "اسلام با آزادی زن نه تنها موافق است بلکه خود پایه گذار آزادی زن در تمام ابعاد وجودی زن است."
۴۸- "زنان در انتخاب، فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین اسلامی آزادند."
۴۹- "زنها در حکومتِ اسلامی آزادند حقوق آنان مثل حقوق مردها. اسلام زن را از اسارت مردها بیرون آورد و آنها را هم ردیف مردها قرار داده است، تبلیغاتی که علیه ما میشود برای انحراف مردم است.
اسلام همهی حقوق و امور بشر را تضمین کرده است."۵۰-
منابع:
۱ - گفتگو با خبرنگاران،۱۱ آبان ۵۷، پاریس
۲- سخنرانی ۵ آبان ۵۷، پاریس، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان ۵۸،ص۱۶۸
۳- مصاحبه با پائزهسرا ایتالیایی،۱۱ آبان ۵۷، پاریس، صحیفه نور ،ج۴ص۲۶۶
۴- مصاحبه با روزنامه هلندی دی ولکرانت، ۷ نوامبر ۱۹۷۸،صحیفه نور، ج۴ص۳۶۴
۵- مصاحبه با خبرنگار روزنامه لاکروا، ۱۰ آبان ۵۷، پاریس، صحیفه نور،ج۴،ص۲۴۲
۶- مصاحبه با خبرنگار رادیو و تلویزیون لوکزامبورگ، ۱۱ آبان ۵۷، پاریس، صحیفه نور،ج۴،ص۲۶۳
۷- مصاحبه با خبرنگار تلویزیون تایمز انگلیس، ۱۶ آذر ۵۷، صحیفه نور،ج۵،ص۱۳۲
۸- مصاحبه با رادیو و تلویزیون اطریش، ۱۰ آبان ۱۳۵۷، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان ۵۸،ص۱۲۰
۹- مصاحبه با خبرنگار تلویزیون آلمان،۱۶ دی ۵۷، صحیفه نور، ج۵،ص ۳۵۳
۱۰- صحیفه نور،ج۳،ص۱۶
۱۱- صحیفه نور،ج۲، ص۵۱۷
۱۲- مصاحبه با تلویزیون ایتالیا،۲۳ دی ۵۷، صحیفه نور،ج۲،ص۱۰۷
۱۳- مصاحبه با لوموند،۲۲ آبان ۵۷، پاریس، صحیفه نور،ج۲،ص۳۵۱
۱۴ صحیفه نور،ج ۲، ص۱۶۰
۱۵- صحیفه نور، ج ۲، ص۳۵۷.
۱۶- مصاحبه با تلویزیون آلمانی زبان سوئیس، ۱۴ آبان ۱۳۵۷
۱۷- گفتگو با خبرنگاران،۲۴/۱۰/۵۷، پاریس، صحیفه نور،ج۳،ص۱۱۵
۱۸- گفتگو با خبرنگاران، ۱۲ آبان ۵۷، پاریس
۱۹- صحیفه نور،جلد ۴ ، ص ۲۰۶
۲۰- صحیفه نور جلد ۳، ص۷۷. سخنرانی ۱۸ دی ۵۷
۲۱- مصاحبه با رویترز، ۱۴ آبان ۵۷، پاریس؛ صحیفهی نور، جلد ۴، صفحهی ۱۶۰
۲۲- مصاحبه با مجلهی اُسترن، ۲۶ دی ۵۷، پاریس؛ صحیفهی نور، جلد ۵، ص ۴۸۳
۲۳ - مصاحبه با لوژورنال منطقه آلپ فرانسه، ۷ آذر ۱۳۵۷
۲۴- سخنرانی ۲۶ دی ۵۷، صحیفه نور ، ج۳ ،ص۱۴۰
۲۵- سخنرانی ۱۸ دی ۵۷، صحیفه نور ، ج۳،ص ۷۵
۲۶- مصاحبه با رویترز، ۴ آبان ۱۳۵۷، پاریس
۲۷- مصاحبه با خبرنگاران،۱ بهمن ۵۷، پاریس
۲۸- ۲۲/۸/۵۷، صحیفه نور، ج۳،ص ۷۵
۲۹- مصاحبه با راسلگر، آبان ۵۷، پاریس، صحیفهی نور، جلد ۵، ص ۷۰
۳۰ - مصاحبه با مجله اکسپرس،۲۰/۱۰/ ۵۷؛ صحیفه نور، ج ۴، ص ۱۹۹
۳۱- مصاحبه ۱۲ آبانماه ۱۳۵۷، پاریس
۳۲- مصاحبه با خبرنگاران، ۱۹ مهر ۵۷ ، پاریس، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان ۵۸،ص۱۲۲
۳۳- مصاحبه با خبرنگار فیگارو، ۲۲ مهر ۵۷، پاریس
۳۴- مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری فرانسه،۱۳ آبان ۵۷،پاریس، صحیفه نور،ج۴،ص۱۴۷
۳۵- " مصاحبه با خبرنگاران، ۱۷ آبان ۵۷ ،پاریس، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان ۵۸، ص۱۲۳
-۳۶ مصاحبه با خبرنگاران، ۱۲ آبان ۱۳۵۷، پاریس
۳۷- مصاحبه با خبرنگاران، ۸ آبان ۵۷، پاریس
۳۸- صحیفه نور، ج۴،ص۵۸
۳۹- مصاحبه با خبرنگاران، ۱۷ آبان ۵۷، پاریس
۴۰- مصاحبه با اشپیگل،۱۶ آبان ۵۷، پاریس، صحیفه نور،ج۴،ص۳۵۹
۴۱- مصاحبه با القومی العربی،۲۰ آبان ۵۷،۱۱ نوامبر ۷۸، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان ۵۸،ص۲۱۴
۴۲- سخنرانی ۱ دی ۵۷ ، پاریس
۴۳- مصاحبه با روزنامه آلمانی دنیای سوم، ۱۵ نوامبر ۷۸
۴۴- مصاحبه با سازمان عفو بینالملل، ۱۹ آبان ۵۷، پاریس
۴۵- مصاحبه با اشپیگل، ۷ نوامبر ۱۹۷۷
۴۶- مصاحبه با خبرنگاران، ۱ بهمن ۵۷، پاریس
۴۷- سخنرانی ظهر عاشورا، ۲۰ آذر ۵۷ ،پاریس
۴۸- مصاحبه با خبرنگار رادیو و تلویزیون لوکزامبورگ،۲۰ دی ۵۷ ، صحیفه نور، ج۵،ص ۴۱۷ ۴۹- مصاحبه با گاردین، ۱۰ آبانماه ۵۷
۵۰- مصاحبه با راسلگر، آبان ۵۷، پاریس، صحیفهی نور، جلد ۵، ص ۷۰
به نقل ازپانویس های یکی ازمقالات درج شده در سایت روشنگری
*۲-
نمونه اش سرمقاله اخبارروزاست که آن را گام مهم ومثبتی به روبجلو ودرجهت انسجام جنبش سبزکه باید ازسوی نیروهای رادیکال نیزمورد حمایت قرارگیرد ارزیابی می کند .نمونه دیگرش گفتگوی محمدرضا شالگونی با رادیوسپهرحول همین بیانیه است که البته درادامه مواضع قبلی وچرخش به راست این جریان نسبت به سبزها واین بارباصراحت وتأکید بیشتراست.دراین نوع موضعگیری ها آنها این بیانیه را ازنظرمحتوائی گامی روبجلوودرجهت دموکراسی وآزادی می دانند ولاجرم به حمایت ازآن برمی خیزند.وحال آنکه درشوری آش همین یس که بیژن حکمت فردی که بطورپپگیر ۳۰ سال تمام بدنبال اصلاح واستحاله نظام جمهوری اسلامی به جمهوری لائیک ودموکراتیک تلاش کرده است ودراین مورد الحق ازپیش کسوتان محسوب می شود، ودریک سال اخیرنیزحامی پروپاقرص سیاست ها ومواضع موسوی واصلاح طلبان بوده است، بیانیه اخیرموسوی را نه بیانیه فصل مشترک ها وحداقلی جنبش بلکه گامی به عقب درجهت شکل بخشیدن به هویت مذهبی وسیاسی یک گرایش می داند.
برچسپ ها: تقی روزبه






















